بعضى از آنها مىگفتند : بدون شك ، محمد و يارانش براى قريش يك لقمه چرب خواهند بود . هرگز نه خودش و نه يارانش از اين سفر برنخواهند گشت . « 1 »
اين سخن در ظاهر ، درست وانمود مىشد ، چون قريش نيروى زيادى در اختيار داشت . اما جريان حوادث نشان داد كه مسلمانان قويتر از آن بودند كه قريش بتواند با يك هجوم نابودشان سازد .
ب - پايان يافتن سلطهء قريش بر قبيلههاى اطراف مكه
يكى از مفاد پيمان حديبيه اين بود كه قبيلههاى عرب آزادند با هر كس كه بخواهند همپيمان شوند . به اين ترتيب ، سلطه قريش شكسته شد و قبيلههايى كه پيش از آن مايل به داشتن رابطه با حكومت اسلامى بودند ، ولى از قريش بيم داشتند ، اينك مىتوانستند آزادانه رابطه برقرار كنند . بىدرنگ ، پس از پيمان صلح ، يكى از قبيلههاى معتبر اطراف مكه به نام خزاعه با مسلمانان همپيمان شد ، كه خود نشانگر افزايش اعتبار حكومت اسلامى ميان اعراب بود . « 2 »
ج - پيدايش زمينهء ارتباط مكيّان با اسلام
پس از صلح حديبيه رفت و آمد مردم به مكه و مدينه آزاد شد و اين امكان فراهم آمد كه بتپرستان در جوّى آزاد و آرام دربارهء اسلام بينديشند . يكى از مورخان در اين باره نوشته است : پيش از حديبيه چنان فتحى در اسلام روى نداده بود . وقتى صلح برقرار شد و حالت جنگ از ميان رفت و مردم ديگر از هم نمىترسيدند و با هم به گفتگو پرداختند ، با هيچ كس كه اندكى عقل داشت ، صحبت نمىشد مگر آنكه اسلام مىآورد . در دو سال ميان صلح حديبيه و فتح مكه گرايش مردم به اسلام به اندازهء پيش از آن و يا بيشتر بود . « 3 »
هامش
( 1 ) - مغازى ، ج 2 ، ص 435 .
( 2 ) - سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 332 .
( 3 ) - همان ، ص 336 .