يكديگر به مشورت پرداختند و به اين نتيجه رسيدند كه ممكن است انجام عمره يك بهانه باشد و پيامبر ( ص ) بخواهد بدين وسيله وارد شهر شود . از اين رو ، تعداد دويست سوار را به فرماندهى خالدبن وليد مأمور كردند كه راه را بر مسلمانان سد كند . وقتى خالد به مسلمانان رسيد ، رسول خدا ( ص ) نيز گروهى سوار را مأمور كرد در مقابلش صف بكشند . انجام فريضهء نماز براى خالد فرصتى بود كه به مسلمانان حمله كند ، اما پيامبر ( ص ) ، اين مطلب را به فراست دريافت و نماز را به صورت نماز خوف به جاى آورد و امكان هر گونه عملى را از خالد سلب كرد . « 1 »
از سوى ديگر قريش جاسوسان خود را فرستادند تا راههاى مختلف و همچنين حركتهاى سپاه اسلام را زير نظر بگيرند ، ليكن چنان كه گفتيم مسلمانان با استفاده از يك راه باريك خود را به حديبيه رساندند . « 2 »
گفتگوى طرفين
با آنكه قريش در سرزمين خود بود و نيرو و تجهيزات فراوان نيز در اختيار داشت ، بشدت از مسلمانان در هراس بود . از اين رو ، تعدادى را مأمور كردند تا از قصد پيامبر ( ص ) آگاه شوند . اين گفتگوها در سايهء حسن تدبير پيامبر ( ص ) دو نتيجهء سودمند به بار آورد :
1 - اختلاف ميان قريش : وقتى يكى از گروههاى مذاكره كننده به سرپرستى فردى به نام « حُلَيْس بْنِ عَلْقَمَه » به اردوى مسلمانان نزديك شد . رسول خدا ( ص ) گفت : اين مرد از قبيلهاى است خداپرست . شترهاى قربانى را به او نشان بدهيد و مسلمانان چنين كردند .
اين كار حليس را متأثر ساخت و در بازگشت قريش را نكوهش كرد كه چرا از ورود پيامبر ( ص ) جلوگيرى مىكنند . آنان وى را تكذيب كردند و او پاسخ داد : من با شما چنين پيمانى نبستهام كه زائران را از حرم خدا بازداريد . يا اجازه بدهيد محمد ( ص ) و يارانش خانهء خدا را زيارت كنند ، يا اينكه من همراه نيروهاى زير فرمانم از شما جدا خواهم شد .
هامش
( 1 ) - مغازى ، مترجم ، ج 2 ، ص 439 - 441 .
( 2 ) - همان ، ص 442 .