خندق كم بود ، شبانه دست به كار مىشدند و آن را زياد مىكردند . رسول خدا ( ص ) كه در مقر فرماندهى مستقر بود ، گزارشها را دريافت مىكرد و دستورهاى لازم را صادر مىكرد و اگر نياز بود خود به محل درگيرى مىرفت . « 1 »
تلاشهاى مذبوحانهء دشمن
وقتى سپاه احزاب به مدينه رسيد ، با پديدهاى تازه روبهرو شد . خندقى طولانى با خاكريزهاى بر كشيده بدون هيچ راه نفوذى به درون شهر . آنان در آغاز حيرت زده شدند .
از سويى خود را با مانعى نفوذ ناپذير روبهرو مىديدند و از سويى ديگر ، بازگشت بدون نتيجه برايشان دشوار بود . با اين حال ، از تلاش باز نايستادند ؛ عبور از جاهاى كم عرض ، تنها روزنهء اميدشان بود . بدين منظور ، شب و روز در تلاش بودند تا نقطهاى را بيابند و سوارانشان را از آن بگذرانند . گروههاى دشمن همه شب در كنار خندق آمده ، تظاهر به حمله مىكردند و اين كار مسلمانان را خسته مىساخت . با اين وجود حملههاى دشمن را با پايمردى دفع مىكردند . « 2 »
در اين مدت ، مسلمانان فشارهاى زيادى تحمل كردند . زيادى تعداد دشمن ، كمبود مواد غذايى و سرماى زمستان دست به دست هم داده ، استقامت آنان را مىآزمود .
شدت خستگى آنها به اندازهاى بود كه گاه در راه به خواب مىرفتند . « 3 »
دشمن در يك اقدام ديگر ، بنىقريظه را وادار به پيمان شكنى كرد و بدين ترتيب ، جبههاى از درون بر ضد مسلمانان گشوده شد و كارشان را دشوارتر كرد ؛ بويژه آنكه منافقان نيز در اين هنگام ، دست به تبليغات سوء زدند . « 4 »
اقدام رسول خدا ( ص ) براى كاهش فشار بر مسلمانان
پيامبر خدا ( ص ) با ديدن اين اوضاع طاقت فرسا به يكى از قبيلههاى دشمن به نام
هامش
( 1 ) - مغازى ، ج 2 ، ص 348 - 350 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - همان ، ص 357 .
( 4 ) - براى آگاهى بيشتر ر . ك . السيرة النبويه ، ج 3 ، ص 231 - 233 .