درس شانزدهم : نقش فرماندهى رسول خدا ( ص )
رسولخدا ( ص ) در طول عمر پربركتش حدود 28 جنگ بزرگ وكوچك را فرماندهى كرد . اين نبردها فراز و نشيبهاى بسيارى داشت ، گاه شكست بود و گاه پيروزى ، زمانى پيشرفت بود و وقتى ديگر عقبنشينى ، زمانى صحنه پيكار چنان بر مسلمانان سخت مىشد كه قلبها تكان مىخورد و جز ارادههاى آهنين ياراى مقاومت نداشت و زمانى هم كابوس شكست چنان بر ميدان دشمن سايه مىافكند كه سراسيمه پا به فرار مىنهاد .
روحيهء رزمندگان اسلام نيز متفاوت بود : گروهى بسيار پردل و نيرومند كه سوداى سربلندى اسلام و بهشت جاودان را در سر داشتند و عدهاى هم كه در پيروزيها شادمان و در ناكاميها غمناك مىشدند ، اما پيامبر ( ص ) هميشه چون كوه استوار و با صلابت بود . در پيشامدهاى ترسناك ، ارادهاش متزلزل نمىشد و در هنگام موفقيّت جانب احتياط را رعايت مىكرد . برخورد او با دوست و دشمن حساب شده بود . آن حضرت ميدان جنگ را به نيكوترين صورت ممكن اداره مىكرد ، از رزمندگانى كه در اختيار داشت به بهترين وجه استفاده مىكرد و بطور خلاصه تمام صفتهاى ممتاز يك فرمانده نظامى را داشت ، در حالى كه هيچ دورهء نظامى نديده بود .
كارشناسان و تحليلگران مسائل نظامى براى يك فرمانده خوب صفاتى را از اين قرار برشمردهاند : تصميمگيرى درست ، شجاعت ، ارادهء قوى ، مسؤوليت پذيرى ، آشنايى كامل با اصول رزم ، اعلام فرمانهاى صريح و روشن ، متعادل بودن در پيروزى و شكست ، داشتن نفوذ معنوى ميان سربازان ، موقع شناسى « 1 » و . . . . بررسى زندگى جنگى و تاريخ
هامش
( 1 ) - الرسول القائد ، ص 433 .