چند مورد آنها اشاره مىكنيم :
1 - قلمرو حكومتاسلامى از تاخت و تاز دشمن و خرابيهاى ناشى از آن مصون مىماند .
2 - دشمنان را از طمع به نابودى اسلام بازمىداشت و در آنها ايجاد ترس مىكرد .
3 - نشاط روحى و آمادگى رزمى رزمندگان اسلام را حفظ مىكرد .
4 - غير نظاميان دچار صدمه و خسارت نمىشدند .
بازگذاشتن باب گفت وگوى سياسى
يكى از نشانههاى بارز و روشن جنگ طلب نبودن رسول خدا ( ص ) بازگذاشتن باب مذاكرهء سياسى بود . به گواهى تاريخ ، ايشان با سرسختترين دشمنان خود يعنى ابوسفيان روابط سياسى خود را قطع نكرد ، خود يا فرستادههاى او را به حضور مىپذيرفت ، به نامهها يا پيامهايش پاسخ مىداد و دربارهء مسائل سياسى - نظامى با او گفتگو مىكرد ، حتى در روزهاى جنگ نيز همين روش ادامه دارد . ديديم كه در جنگ احزاب با قبيلهء غطفان وارد گفتگو شد تا شايد آنها را از جنگ منصرف كند . هنگام محاصرهء بنىقريظه پيوسته با آنان در حال گفتگو و مذاكرهء سياسى بود ، شايد بتواند آنها را وادار به تسليم كند و جنگى درنگيرد . چيزى كه باعث شد مكه بدون خونريزى گشوده شود ، همين روحيه و شيوهء رسول خدا ( ص ) بود . ابوسفيان با پاى خودش نزد مسلمانان آمده بود و هيچ مانعى براى كشتن وى وجود نداشت . حتى يكى از مسلمانان چنين پيشنهادى را هم كرد ، ولى پيامبر خدا ( ص ) او را امان داد تا در ميان سپاه اسلام گردش كند و قدرتمندى آنان را ببيند و در نتيجه فكر مقاومت در مقابل آنها را از سر بيرون كند .
موقع شناسى
شتابزدگى در سيرهء نظامى پيامبر ( ص ) ديده نمىشد . ايشان هيچ كارى را جز در زمان مناسب انجام نمىداد و بسيار موقع شناس بود . وقتى خبر كشتهشدن قاريان قرآن را در واقعهء بئرمعونه شنيد ، بسيار متأثر شد ، ولى چون زمان را مناسب نديد گرفتن قصاص