تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
تفويض منصب پدر ، و [ اين‌كه ] شوافع قديم و ذرايع حديث كه سيمجوريان را بر دولت آل سامان ثابت است فراموش نكنند ، و تضريب اصحاب اغراض در حقّ ايشان مسموع و مقبول ندارند . نوح بن منصور التماس او به سمع رضا اصغا فرمود و ملتمس او به اجابت مقرون گردانيد ، و امارت و قيادت جيوش بر قاعدهء اسلاف بر وى تقرير كرد ، و او به تهذيب آن اعمال و تدبير آن اشغال بر وجهى پسنديده قيام نمود ؛ و بر استمرار ايّام و تكرير اعوام در مراتب علوّ و رفعت و مدارج اقبال و دولت ترقّى مىكرد ، تا او را امير الامراء المؤيّد من السماء لقب دادند ، تا جملگى ديار خراسان در تصرّف گرفت ، و مال و معاملات بر اتباع خويش موزّع گردانيد ، چنان كه نوح بن منصور از او استدعا كرد ، تا بعضى ولايات با تدبير ديوان خاصّ گذارد ، التفات ننمود ، و جواب داد كه اينجا حشمى بىاندازه مجتمع است ، و وجوه ديوان مستغرق اقامات و به اطماع ايشان وفا نمىكند ، و عرصهء ولايت به مواجب ايشان مسامحت نمىنمايد . در اثناى اين حال ميان طاعت و عصيان مماذقتى مىكرد ، و مخاصمتى در پردهء مصادقت مىنمود ، و ابو على نسفى را به استخراج و استيفاى اموال بگماشت ، تا به مصادره و مطالبه خطّهء خراسان بيكبار بغارتيد . به آخر او را بگرفت و آنچه داشت از او بستد ، و به ارهاقى هرچه تمامتر به زخم چوب و زير شكنجه هلاك كردند . و به هارون خان بن ايلك خان ملك ترك رسول فرستاد ، و با او اسباب مباسطت مستحكم گردانيد ، و سلسلهء عقود موالات و مصافات مؤكّد كرد ، و در سرّ با او مواضعه و مواطات كرد كه ملك آل سامان بر خود قسمت كنند ، بخارا و سمرقند و آنچه ماوراى جيحون است او را باشد ، و آنچه از اين نيمهء جيحون است ، ابو على را مقرّر دارند ، و هر دو به معاضدت و مساعدت يكديگر قيام نمايند ، و او به غرور اين طمع با انبوهى بسيار عزم بخارا مصمّم كرد .
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 37 | رشيد الدين فضل الله همدانى