مقاتلت روى بتابند . رجّالهء ديلم و عفاريت افغانيان را بر ايشان آغاليد ، تا نشيب و فراز و پس و پيش ايشان فرا گرفتند ، و مغناطيسوار به جاذبهء قهر ايشان را به خود كشيدند . چون از آن مضيق به فضاى صحرا آمدند ، چون مرغ در التقاط حبّات ايشان را به منقار نقار برمىچيدند ، تا چند روز بدين صفت بگذاشتند ، تا زمرهء كفرهء او بتمامى مجتمع شدند ، و از ديار هند و سند هركجا نافخ نارى و طالب ثارى بود ، روى به دو آورد .
پس آهنگ جنگ آن نهنگ كرد . در مصاف پشت با كوه داد ، و سدّى از هياكل فيلان جنگى در حوالى لشكر كشيد ، پس آتش حرب سوزان شد .
مبارزان صفوف چون زنبور برجوشيدند ، و به زخم خنجر سر و سينهء يكديگر مىشكافتند ، و [ به ] تيرها و ژوپين حلقوم و خرطوم مىدريدند .
آن كافر چون قوّت و شوكت و چيرگى خصم مشاهده كرد ، با مشاهير انجاد و مساعير ابطال روى به ابو عبد اللّه الطايى آورد ، و از جوانب او را به زخمهاى عنيف فرا گرفتند ، و او چون فحل مست روى به ايشان نهاد . چون سلطان او را در مخالب آن محنت بديد ، كوكبهاى از غلامان خاصّ به نجدت او فرستاد ، تا او را از دشمنان خلاص دادند ، چون غربال همه جسم چشم شده ، و چون زره همه تن حلقه گشته . سلطان بفرمود تا او را بر فيلى نشاندند ، تا از الم جراحت جوارح [ 57 ] نبرد او استراحت راحتى يابد .
شعلهء حرب همچنان زبانه مىزد ، تا ايزد تعالى به باد نصرت فرو نشاند ، و به نفخهء نسيم محمودى ذرّات وجود آن مخاذيل اضاليل متفرّق گشت ، و اجزاى ايشان منثور شد ، و همه را در اعطاف سهول و جبال و اكناف كهوف و تلال به فنا رسانيدند ، و اموال و افيال ايشان به غنيمت بياوردند ، و خاص و عامّ در فوايد آن غنايم متساوى شدند ، و به درجت غنا و استغنا رسيدند ، و ناحيهء ناردين در عرصهء اسلام افزود .
اين غزو در جرايد مقامات و تواريخ غزوات سلطان يمين الدّوله ثبت افتاد ،
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص١٤٦