تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥

ذكر واقعهء ناردين

سلطان يمين الدّوله چون نواحى هند بگرفت ، در اقاصى آن ولايت به جايى رسيد كه هرگز رايت اسلام بر آن نواحى طلوع نكرده بود . آن بقاع از ظلمت كفر و شرك پاك كرد ، و مشاعل شريعت در آن ديار برافروخت و مساجد و معابد بنا نهاد ، و شعار ايمان ظاهر كرد . خواست كه از بقاياى اعداى دين و عبدهء اوثان دمار برآرد ، و منكران دين را به برهان قاطع شمشير مسخّر گرداند . غزات جنود و كمات اسود خويش را پيش خواند ، و هريك را به مكرمتى جميل و موهبتى جزيل بنواخت ، مستظهر به درع عصمت و مغفر مغفرت و قوام تقوى و عروهء وثقى . به عنايت ازلى در اواخر خريف روى به راه نهاد . چون بدان حدود رسيد ، برفهاى عظيم بيفتاد ، و راه بر كوه و هامون بسته شد ، از سرماى سخت جادّه‌ها مطموس شد . از سر ضرورت روى از آن نواحى بتافت و با غزنه آمد ، تا روى بهار پيدا شد ، و غوغاى سرما از بيم خنجر بيد درنشست ، و هوا معتدل گشت . او چون بحر اخضر جوشان در حركت آمد . چون به اعداء نزديك رسيد ، لشكر را تعبيه كرد . ميمنه را در اهتمام امير نصر كرد ، و ميسره را به ارسلان جاذب سپرد ، و ابو عبد اللّه الطايى را به مقدّمه در پيش افگند ، و امير حاجب التون تاش را با خواصّ مماليك در قلب بداشت . ملك هند با حشم خويش از نهيب خصمان با پناه كوهى حصين متين نشست ، و به مخرمى ميان دو كوه بلند التجا ساخت ، و مدخل آن مضيق به فيلان كوه‌پيكر استوار كرد ، و با اقطار ديار خويش نفيرنامه نوشته ، و سوار و پيادهء مماليك خويش بخواند ، و راه مطاولت در پيش نهاد . سلطان بر سرّ سريرت و غور مكيدت و خديعت او وقوف يافت كه از آن اهمال آن مىخواهد تا مگر از طول ايّام و امتداد مقام به ستوه آيند ، و از
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 145 | رشيد الدين فضل الله همدانى