تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
مصاف داد ، به موجبى كه در پيش شرح داده شد . خلف اظهار موافقت و مساعدت با ناصر الدّين پيش گرفت ، و ظاهرا مظاهرت و مضافرت مىكرد ، و در باطن خلاف آن بود ، چنان كه در خدمت رايت او تا بوشنج برفت . و امير [ ناصر الدّين او را آن جايگاه بگذاشت و ] لشكر او را با خود ببرد [ به ] محاربت ابو على به طوس ، و او را بشكست و لشكر خلف را با تشريف و نواخت پيش او فرستاد . و شرعهء ولاء و مشرب هواى ايشان از تغيّر زمان و تكدير حدثان مبرّا ماند ، تا آنگاه كه ناصر الدّين از بهر معاونت ملك رضى نوح بن منصور و دفع ايلك خان روى به ماوراء النّهر نهاد ، و مدّتى در آن كار بماند . خلف در اثناى آن حال به ايلك خان ملطّفات مىنوشت ، و در اغوا و اغراء و تحريض بر محاربت و مغالبت ناصر الدّين تضريبى مىزد ، و گردن طمع به ولايات بست و مضافات آن نواحى مىيازيد ، و نمودند كه بر مخاصمت ابو على ندامتى مىنمود ، و ناصر الدّين را ملامت مىكرد كه قصد خاندانهاى قديم و دودمانهاى كريم نامبارك باشد ، و استيصال و استقلاع پادشاهان منكر و ملوم . ناصر الدّين از قوارص او در خشم شد ، و عزم ولايت سجستان مصمّم كرد ، و ابو الفتح بستى به انواع تلطّف و تعطّف و شواهد اخبار و اسمار مؤكّد كرده آن وحشت از خاطر او برون برد ، تا از سر كراهيت برخاست ، و خلف به تجاشى از اين حالات و تبرّا از اين مقالات به ناصر الدّين مكاتبات فرستاد ، و او آن معاذير به سمع رضا اصغا كرد و با سر صفاى معهود و خلوص قديم رفت ، و تا آخر عهد ناصر الدّين اسباب موافقت ميان ايشان منتظم بود . بعد از حادثهء ناصر الدّين به مسامع سلطان رسيد كه او در آن رزيّت و مصيبت آثار بشاشت و شماتت اظهار كرد . اين سخن در ضمير سلطان مؤثّر آمد ، و تير اين نميمه به هدف قبول رسيد ، و انتهاز فرصت مىكرد . چون ملك خراسان بر سلطان قرار گرفت ، و اطراف ممالك از غبار نفاق پاك شد ، و به
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 99 | رشيد الدين فضل الله همدانى