فصل ثالث [ حال ابراهيمعليه السّلام و مدت عمر او تا ابتداى ظهور موسى عليه السّلام ]
و آن مشتمل است بر حال ابراهيم « 1 » عليه السّلام و مدت عمر او تا ابتداى ظهور موسى « 2 » عليه السّلام و آن مدّت چهارصد و بيست سال است و در هفتادم سال از اين دايرهء تاريخ ، ابراهيم و ساره « 3 » زن او و پسر پسرش لوط « 4 » بعد از وفات پدرش هاران « 5 » از كوثه « 6 » به حرّان « 7 » نقل كردند و آنجا مدّت پنج سال متوّطن شدند . بعد از آن حق تعالى ابراهيم را امر كرد به هجرت از وطن مألوف و مسكن معهود ؛ و ابراهيم امتثال امر حق را به سفر بيرون آمد و برفت و مقصد غير معيّن ، و اين آزمايشى بود كه بارى تعالى ابراهيم را بدان مىآزمود و او مطيع مأمور به شد و ترك منهى عنه گرفت و روى به راه آورد و پشت بر پدر و اهل و وطن كرد و بر مال و مقتنيات و اندوختهها به موجب امر حق تعالى و زن خود ساره را و لوط پسرزاده را با خود مىبرد .
چون به حرّان رسيد ، هفتاد سال از عمرش گذشته بود . بغايت مقل حال بود و از حطام دنياوى بىبهره از آنجا سفر كرد . چون به نابلس « 8 » رسيد كه سرّهء زمين شام است ، حق تعالى با او مناجات كرد و به سعادت ابدى بشارت داد و تمليك زمين شام ، كه بعد از او به ميراث به فرزند او رسيد ، فرزندى كه وعده داده بود كه وصى و خليفه باشد .
ابراهيم خرّم شد و شكر حق تعالى به صدقات و قربانها به ادا رسانيد و مذبح بنا كرد و بر آن چند قربان كرد و حمد و ثنا فراوان گفت و از نابلس به جهت جنوب سفر كرد تا به شهر مصر رسيد . به سبب آنكه در شام قحط بود و جماعتى منهيان فرعون « 9 » از حال ساره پرسيدند . ابراهيم گفت خواهر من
هامش
( 1 ) .Ibrahim( 2 ) .Musa( 3 ) .Sarah( 4 ) .Lut( 5 ) .Haran( 6 ) .Kutah( 7 ) .Harran( 8 ) .Nablus( 9 ) .Fir'aun