تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
بعد از آن مردى بيامد پيش داود « 1 » ، و او را به قتل طالوت بشارت داد ، گفت : من طالوت را كشتم . داود فرمود تا او را بكشند . آنگاه چون [ مرد ] قتل خود معاينه ديد ، گفت : من او را نكشته‌ام . گفت : نه تو بر خود گواهى دادى ، و كيست كه دست به خون مردم دراز كند و سلامت يابد با زبان خود . داود جامه‌ها پاره كرد و خاك بر سر كرد و بسيار بگريست و اندوهگين گشت ؛ و مدّتى دراز به تعزيت او مشغول بود ، و مصرع او را لعنت كرد . از حق تعالى در آن موضع علامتى پيدا شد [ به وجه ] تذكار تا آخر زمان به آنكه هرگز در آن زمين باران نبارد . پس در آن وقت بر داود جمع شدند ، سبط يهودا « 2 » با او بيعت كردند و او را بر خود پادشاه گردانيدند ، و او در تدبير و سياست ايشان اقامت نمود مدّت هفت سال و شش ماه ، و اين از آن جهت بود كه ايشان سبط او بودند ، از براى آنكه نسب او به يهودا عايد مىشود ، و اين شرح نسبت داود است عليه السّلام : داود بن ايشا « 3 » بن عوبد « 4 » بن بوعز « 5 » بن سلمون « 6 » بن يحشون بن عميناداب بن رام « 7 » بن حصرون « 8 » بن فارص « 9 » بن يهودا بن يعقوب « 10 » بن اسحاق « 11 » ، و بماند پادشاهى او منتقل بر اين سبط تنها اين مدّت مذكور ، و آن هفت سال و نيم بود ، و يازده سبط ديگر بر پسر طالوت « 12 » بيعت كردند ، و نام او ايشبوشت « 13 » بود . او مدّت دو سال پادشاهى ايشان كرد ، و در اين دو سال ميان وزير طالوت و وزير داود حرب قايم بود .
هامش
( 1 ) .Dawud( 2 ) .Jahuda( 3 ) .'Isai( 4 ) .'Ubad( 5 ) .Bu'az( 6 ) .Salmun( 7 ) .Ram( 8 ) .Hasrun( 9 ) .Faris( 10 ) .Ja'Kub( 11 ) .Ishak( 12 ) .Talut( 13 ) .Isbusat