فصل پنجم [ ولادت داود تا وفات عزرا ]
كه مدّت آن از ولادت داود « 1 » عليه السّلام تا وفات عزرا « 2 » و آن سالى است كه در آن نو شد تاريخ اسكندر « 3 » ماقدونى « 4 » ؛ و تفصيل آن جمله مدّت پانصد و نود و چهار سال است . به موجب اين تفصيل و جمله عمر داود هفتاد سال بود كه حوادث و وقايع او در آن ياد كنيم .
و چون شمويل « 5 » را عمر به هجده رسيد ، پيغامبرى [ با ] او فروآمد ، و چون بيست و هشت ساله شد ، ملك شاول « 6 » كه او را طالوت « 7 » خوانند پادشا شد ، و طالوت مر بنى اسرائيل را فتحهاى بسيار كرد ، و در سال اوّل از ملك او حق تعالى او را وحى كرد به محاربهء عماليق « 8 » تا هلاك كند باسرها . او غزا كرد و بعضى باقى ماندند و در آن مخالفت كرد . پس به سبب اين مخالفت ، حق تعالى به شمويل النّبى وحى كرد كه او را خلع كند ، و داود را به مكان او نصب كند و او را معزول كند .
شمويل همچنان كرد و او را در آن خانهء پدرش ايشا « 9 » خواند . بعد از آنكه همه برادران او را بر شمويل عرض كردند ، و ايشان هيچ يك صلاحيّت خلافت نداشتند . چون داود حاضر شد ، در او صلاحيّت [ خلافت ] مشاهده كرد به علامتى كه حق تعالى او را بيان كرده بود ، پس داود را به دهن بماليد و عنايتى كه او را با طالوت بود زايل گشت و در داود منقلب شد ، و اوّل فتحى كه داود را اتّفاق افتاد ، قتل جالوت « 10 » بود ، و نام او به لغت عبرى گلياث « 11 » بود ؛ و او مردى جبّار متكّبر بود ، و طول قامت او شش ذراع « 12 » بود و يك قبضه ؛ و او مقدّم همه فلسطانيان بود .
هامش
( 1 ) .Dawud( 2 ) .'Azra( 3 ) .Iskandar( 4 ) .Makduni( 5 ) .Samu'il( 6 ) .Sauul( 7 ) .Talut( 8 ) .'Amalik( 9 ) .'Isai( 10 ) .Galut( 11 ) .Goliath( 12 ) .Dira '