تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
كرد . او خواست كه خيرات و مبرّات يوسف را از روى روزگار محو گرداند و در تنقيص و تلخيص و هلاك اتباع يوسف مىكوشيد بنابر كفرى كه داشتند ؛ و حال يهود به جايى رسيد كه از كيد و قصد اهل مصر مدّتى در صحراها و كوه‌ها مىگشتند و در مذّلت و خوارى روزگار مىگذاشتند به سبب آن كه منجمّان حكم كرده بودند كه از نسل بنى اسرائيل فرزندى در وجود آيد كه سبب زوال ملك فرعون « 1 » باشد . از بيم فرعون هيچ بنى اسرائيلى پيش زنان خود نمىيارست خفت . و قوابل را فرمود تا هر زنى كه پسر زايد ، پسر را بكشند . قوابل از سخط بارى عزّ اسمه ترسيدند و از فرعون تمهيد عذر بردند بدانكه زنان يهود بر حال خود قادرند ، ايشان را به قوابل حاجت نيست . و اين واقعه بعد از وفات قهات « 2 » بود ، و در اين وقت عمران « 3 » را نود و پنج سال بود ، و در اين واقعه بنى اسرائيل دوازده سال معذّب و سرگردان بودند ، و عمر عمران به صد و هفتاد سال رسيده بود ، و هنوز عزب بود . پس دختر لاوى « 4 » يوخابد « 5 » نام را در نكاح درآورد ، و مريم در همان سال در وجود آمد و هارون « 6 » عليه السّلام در سال سوم ، و موسى « 7 » عليه السّلام در سال سيزدهم ، و او را از عمر صد و سيزده سال بود و عمر يوخابد صد و سى سال بود . و چون عمر موسى به بيست و چهار رسيد ، پدرش عمران از دنيا نقل كرد ، و از اينجا معلوم مىشود كه از ابراهيم « 8 » تا موسى عليه السّلام مدّت چهار صد و بيست سال بوده است ، و هذا شرحها و تفصيلها : از ابراهيم تا اسحاق « 9 » صد سال بود ، و از اسحاق تا يعقوب « 10 » و شصت سال ، و از يعقوب تا لاوى هشتاد و
هامش
( 1 ) .Fir'aun( 2 ) .Kahat( 3 ) .'Imran( 4 ) .Lawi( 5 ) .Juhabad( 6 ) .Harun( 7 ) .Musa( 8 ) .Ibrahim( 9 ) .Ishak( 10 ) .Ja'kub
جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة 54 | رشيد الدين فضل الله همدانى