در حنوط گرفته ، چهل روز بگذاشتند ، و هفتاد روز تعزيت داشتند و تابوت [
V
280 ] او از مصر به شام بردند پيش پدر و جدّانش در حبرون « 1 » دفن كردند .
وزرا و اكابر و لشكر مصر اكثر با نعش يعقوب « 2 » برفتند و در غارى كه [ مذكور به ] مهبلا « 3 » [ است ] به موجب وصيّت دفن كردند .
برادران يوسف « 4 » بعد از وفات پدر از يوسف خايف مىبودند . يوسف دلهاى ايشان را استمالت و تسليت داد و گفت : خاطر از من آسوده داريد كه جز خير و راحت از من به شما عايد نگردد . پس لايق حال هر يكى صلتى فرمود كه به اخراجات فرزندان ايشان وفا كند . و چون عمر يوسف به صد و ده سال رسيد ، پيش از همه برادران از دنيا رحلت كرد ؛ و بعد از او لاوى « 5 » بيست و سه سال زندگانى يافت ، و بعد از همه برادران درگذشت . يوسف را در حنوط گرفتند و تابوت او به وديعت در رود نيل مصر بنهادند و برادران بازگشتند .
و لاوى در بيست سالگى كدخداى شد و سه پسر آورد ؛ در سال اوّل گرشون « 6 » و در دوم قهات « 7 » و در سال سوم مرارى « 8 » ؛ و قهات را در سى و هشت سالگى پسرى شد عمران « 9 » نام ، و آن سال [ هفدهم ] بود كه به مصر رحلت كرده بودند ، و عمر قهات صد و سى و سه سال بود ؛ از آن جمله بيست و يك سال در زمين شام بود و صد و دوازده سال در مصر ؛ و عمر لاوى صد و سى و هفت سال بود . از آن چهل و سه سال در ديار شام بود و [ نود ] و چهار سال در ديار مصر ؛ تا وقت وفات لاوى هيچگونه جاه و منصب بنى اسرائيل متغيّر و متبذّل نشد .
بعد از آن چون [ آن ] فرعون كه مربّى يوسف بود درگذشت و فرعونى ديگر به جاى او بر كرسى ملك بنشست ، و او يكى را به جاى يوسف نصب
هامش
( 1 ) .Hibrun( 2 ) .Ja'kub( 3 ) .Mahbala( 4 ) .Jusuf( 5 ) .Lawi( 6 ) .Garsun( 7 ) .Kahat( 8 ) .Merari( 9 ) .'Imran