تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ بنى اسرائيل ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧

فصل [ پنجم ] [ حامله شدن يوخابد به موسى ]

يوخابد « 1 » چون به موسى « 2 » حامله گشت به شش ماه و دو روز در وجود آمد . روز سه‌شنبه هفتم ماه [ ادار ] « 3 » از آن سال بود و دو هزار و سيصد و [ شصت ] و هشت از خلقت . مادر او را سه ماه از چشم مردم پنهان مىداشت تا منهيان فرعون « 4 » از او آگاه نشوند . چون سه ماه به اتمام رسيد ، بعد از آن زيادت از آن اخفا ممكن نبود و به سبب كمال حمل مادر موسى را در شريحه‌اى از بردى نهاد كه ظاهر آن به زفت اندوده بود و درون آن به گل ، و در درياى نيل « 5 » انداخت . دختر فرعون آسيه « 6 » بر كنار نيل تفرّج مىكرد ، ناگاه نظرش بر شريحه آمد كه بر روى آب مىرفت . بفرمود تا حاضران آن را بگرفتند . چون صورت موسى بديد ، خرّم و شادمان شد و شفقت و محبّتى هرچه تمام‌تر در دل او پديد آمد . بر او مهر آورد ؛ و خواهر موسى نظاره مىكرد تا حال موسى به چه مىانجامد . موسى را به خانه [
r
281 ] بردند و هر زن كه به اسم دايگى مىآوردند ، موسى شير ايشان نمىخورد و قبول نمىكرد ، تا مريم خواهر موسى را اشارت كرد [ ند ] كه اگر باشد دايهء عبرى بياورى تا دايگى اين طفل كند . مريم احوال موسى با مادر بگفت . او را به دايگى تعيين كردند تا اجرت مستوفى بگرفت تا موسى شش ساله گشت . دختر فرعون او را مشه « 7 » نام كرد كه در لغت عبرانى مشتق از سيل و تشنگى بود و تعريبش به زبان [ عربى ] موسى بود . القصّه در خانهء فرعون چهل ساله شد و همچنان بود كه پسر
هامش
( 1 ) .Juhabad( 2 ) .Musa( 3 ) .Adar( 4 ) .Fir'aun( 5 ) .Nil( 6 ) .Asa ( Asija )( 7 ) .Musah