يازدهم : لندى « 1 » ، بيست [ و ] دو سال .
دوازدهم : خن نون وانگ « 2 » ، شش ماه
سيزدهم : شيندى « 3 » ، سى سال .
و از جمله اين پادشاهان سيزدهگانه ، شانگ دى « 4 » و بوشانگ خو « 5 » طفل شيرخواره بودند ، مادران ايشان را بر كنار گرفته ، بر تخت مىنشستند و حكم مىكردند ، چونگ دى « 6 » هم طفل بود دو ساله ، و جيدى هشت ساله بود ، و به واسطهء آنكه رشدى و كفايتى داشت ، اميرى لنگى « 7 » نام او را زهر داد و بكشت .
شيندى را اميرى بوده ، تونجوح « 8 » نام ، با وى دل بد كرده ، طمع در ملك كرد ، و اميرى ديگر سوچينگ سانگ « 9 » نام بيامد و او را بكشت ، و مدّتى شيندى « 10 » را كوج داد . بعد [
r
402 ] از آن او نيز آغاز فتنه كرد ، و شيندى را از تخت دور گردانيد ، چنان كه به گوشهاى از ولايات رفت و بنشست ، و آن امير به جاى او حكم مىكرد ، بعد از مدّتى لشكرى بيگانه درآمد ، و سوچينگ سانگ « 11 » را بكشت . شيندى چون آن خبر شنيد ، خود و خاتونش از شادى چندان خنده زدند كه جان بدادند . و مدّتى كه سوچينگ سانگ حكم مىكرد ، چون شيندى زنده بود ، از جمله سى سال مذكور است ، و چون او نماند ، پادشاهى [ به ] آن جماعت كه خروج كرده بودند منتقل شد .
طبقهء بيستم
جماعت كه ملك بستدند ، و اوّل ايشان پادشاه صد و شصت و ششم است ، چهار مرتبه ، شصت و يك سال .
هامش
( 1 ) .Lingdi( 2 ) .Hongnogwang( 3 ) .Xiandi( 4 ) .Shangdi( 5 ) .Beixianghu( 6 ) .Chongdi( 7 ) .Liang Ji( 8 ) .Dongzhuo( 9 ) .Cao Chengxiang( 10 ) .Xiandi( 11 ) .Cao Chengxiang