تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ اقوام پادشاهان ختاى ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
بود ، سحر كرد تا پدر و پسر بمردند ، و خاتون به پسر آبستن بود ، او را حبس كردند تا اگر پسر آرد بكشند . چون پسر آورد ، دخترى ديگر به جاى او بنهادند ، چنان كه واقف نشدند ، و پسر را بيرون فرستادند . و پادشاهى به جودى « 1 » دادند كه برادر ليوانگ « 2 » بود ، پسر فودى « 3 » . و چون بعد از سيزده سال او نماند ، سوندى پسر ليوانگ را كه پنهان بود طلب داشتند ، و در دكان نانوايى شاگردى مىكرد ، او را به نشان آنكه تايى موى در زير پاى داشت بازشناختند و به پادشاهى نشاندند . و در عهد او نعمت فراخ بود . و چون دور به پندى « 4 » رسيد ، اميرى معتبر داشت ، او را زهر داد و نبيرهء سوندى ژوزيينگ « 5 » را كه دو ساله بود بر دامن نشانده حكم مىكرد . بعد از سه سال آن پسر نماند ، و آن امير باستقلال پادشاه شد .

طبقهء هفدهم

وانگ موانگ « 6 » ، يك نفر ، پانزده سال . بعد از پانزده سال امرا جمع شدند و به زندگى گوشت از اندام او بازكردند ، و از نسل گيندى « 7 » از پادشاهان مذكور گينگشى ليوهان « 8 » را كه هفتم بطن او بود بيرون آوردند و بنشاندند .

طبقهء هجدهم

گينگشى ليوهان پادشاه صد و پنجاه و يكم با پسر ، دو نفر ، سه سال [
v
401 ] .

تبعه

بنفسه دو سال .
هامش
( 1 ) .Zahodi( 2 ) .Liwang( 3 ) .Wudi( 4 ) .Pindi( 5 ) .Ruziying( 6 ) .Wang Mang( 7 ) .Jingdi( 8 ) .Gengshi Liuxuan