شكم ايشان شكافته مىشد ، و او مىخنديد به سبب آن زن مردم او را بكشتند .
دوم : خويدى « 1 » ، شش سال ، برادرزادهء فويدى مذكور بود ، و نام پدرش سن فودى . چون مردم با فويدى بد شدند . او را بكشتند ، اين خويدى را بر تخت نشاندند . و صورتى بغايت پاكيزه داشت . لشكرى بيگانه بيامد و او را به اسيرى ببرد .
سوم : ميندى « 2 » ، چهار سال . اين ميندى برادر خويدى « 3 » مذكور بود ، و چون لشكر بيامد و خويدى را اسير بردند ، مردم ميندى را به پادشاهى بنشاندند ، و چون در آن وقت لشكرهاى بيگانه قوّت گرفته بود و مستولى گشته ، ميندى را نيز به اسيرى ببردند .
بعد از آن لشكر بيگانه تمام مستولى شدند و ولايت ختاى « 4 » را بستدند و شازده پادشاه باديد آمدند ، و اوروق فودى كه پادشاهان اصلى بودند به جانب ماچين « 5 » گريختند ، و آن پادشاهان شازدهگانه بعضى [ از ] آن ممالك را كه مسخّر گردانيده بودند ، و آن مملكت ختاى بود ، به شش قسم بنهادند ، و هر كس به موجبى كه بعد از اين مفصّل خواهد آمد ، چيزى از آن اقسام برگرفتند .
و چون حرف اول كه مشتمل بود بر ذكر پادشاهانى كه جمله در تمامت آن ممالك مطلقا به استقلال نافذ فرمان بودند تمام شد ، اين زمان حرف دوم را كه مشتمل است بر ذكر پادشاهانى [
r
403 ] كه در آن ممالك بعضى به مشاركت و بعضى به استقلال حاكم بودند ، آغاز كنيم و مشروح و مفصّل بگوئيم ، و چون اعتبار تاريخ و كميّت و كيفيّت مقدار سالها و عدد طبقات آن پادشاهان اصلى كرده مىشود ، در اين حرف دوم كه آغاز مىكنيم ، بيشتر ذكر پادشاهان كه در وقت خروج آن جماعت با ماچين گريختند ، و طبقاتى كه بعد از ايشان در ملك
هامش
( 1 ) .Huaidi( 2 ) .Mindi( 3 ) .Huaidi( 4 ) .Hitai( 5 ) .Macin