تبعه
پسرش ، يك سال .
اين گينگشى ليوهان مردى بغايت بددل بود ، چنان كه هر وقت كه امرا با او سخن گفتندى لرزه بر اندام وى افتادى از بيم ايشان . چون چنين بود ، امرا متّفق شدند كه او لايق نيست ، و پسر او را لوپنز « 1 » نام به جاى او بنشاندند ، و چون پادشاه شد بفرمود تا صد تومان مرد كه لشكريان او بودند ، جمله را ابروها به سرخى نگار كردند تا بنشان باشند .
مردم گفتند : چون صورت آفرينش خداى بگردانيدى ، پادشاهى را لايق نيستى . او را از تخت فروآوردند . و از نسل پادشاهان مذكور خوخن گونفو « 2 » را اختيار كردند و به پادشاهى بنشاندند .
طبقهء نوزدهم
خوخن گونفو پادشاه صد [ و ] پنجاه [ و ] دوم با فرزندان ، چهارده نفر ، صد و نود و شش سال .
تبعه
بنفسه ، سى و سه سال .
و چون او پادشاه شد ، پيران روزگار شاديها كردند و شكرانه دادند كه ديگربار پادشاهى با اروق پادشاهان اصلى افتاد . و پيش از آنكه به پادشاهى نشست بارها با وانگ موانگ « 3 » مصاف داده بود ، و [ او ] از سحر چنان مىساخت كه تمامت ددان و حشرات با لشكر او همراه مىشدند ، و مردم از بيم ايشان منهزم مىگشتند ، لكن بههر وقت كه خوخن گونفو جنگ كردى ، چون پادشاه اصلى بود ، آن سباع و حشرات روى بازمىكردند . و با لشكر وانگ موانگ در جنگ مىرفتند .
هامش
( 1 ) .Liu Penzi( 2 ) .Houhan Guangwu( 3 ) .Wang mang