تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
تا به كنار درياى مغرب برسيد ، و بر روى روزگار مخلّد گشت ، و بندگان خاصّ خويش را از اقصاى ولايت شام و ساحل دريا اقطاع داد ؛ شهر حلب به قسيم الدّوله اقسنقر داد ، و انطاكيه به اقسان داد ، و موصل به جگرمش داد ، و از آنجا بازگشت ، و به سمرقند شد و بستد ، و خان را اسير و ذليل كرد ، و از آنجا به اوزگند شد ، و تا حدود خطا و ختن در هرشهرى والى از بندگان خويش بگماشت ، و از آنجا به خوارزم رفت كه والى آنجا محمّد بن داود بود ، و اين جمله اسفار مذكور در مدّت يك سال بود ، و از آنجا به اصفهان آمد ، و چون بيشتر ممالك خود را مطالعه فرمود ، و هرجايى والى و مقطعى بگماشت ، و رسوم محدث و قوانين ناپسنديده برداشت ، و خطبه و سكّه به نام او در جميع اين بلاد از اقاصى ترك تا نهايت يمن و روم و شام مىكردند ، و جمله ملوك عصر مطيع او بودند . و سپاهى كه همواره ملازم ركاب او بودندى ، و اسامى ايشان در جريدهء اقطاعات * ثبت ، پنجاه هزار مرد كار بودند ، و اقطاعات و معايش ايشان در بلاد ممالك پراگنده بودى ، تا به هرطرفى كه رسيدندى ، ايشان را علوفه و نفقات معدّ و آماده بودى ، و به قرض و منّت و هبت به يكديگر دادندى ؛ و قيصر هرسال هزار هزار دينار جزيت قبول كرده بود ، اوّل به بوزان مىداد ، پس از آن به قسيم الدّوله اقسنقور سپردى ، تا او به خزانهء معمور رسانيدى به دو قسط . و عدل و سياست سلطان ملكشاه تا حدّى بود كه به روزگار او هيچ آفريده ظلمى نيارستى كرد ، چه متظلّمان را حجابى نبود ، به مشافهه گفتى و شنودى ، و داد هريكى بدادى ، و اگر از كسى خلافى ظاهر شدى ، مستوجب سياست و غرامت گشتى ؛ و از خيرات او مصانع است كه در راه مكّه فرموده است ، و خفارت از حجّاج برداشت ، و امير حرمين را اقطاع و رسم نيكو داده ، چه پيش از او رسم چنان رفته بود كه از هرحاجى مسكين هفت دينار سرخ بستدندى ، سراسر آن بدعتها برانداخت .