تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨

تاسعهم السلطان الاعظم غياث الدّنيا و الدّين ابو الفتح مسعود بن محمّد بن ملكشاه بن الپ‌ارسلان

سلطان مسعود پادشاهى بود با فرّ و شكوه تهمتن حيدردل رحيم كريم عادل ، در آل سلچوق به قد و قامت و قوّت و شوكت او پادشاهى نبود . آرايش تخت و زينت ميدان بود ، و شكوه باغ و ايوان . به حمله‌اى سپاهى بشكستى ، و به زخمى شيرى ، خوش‌خوى بود ، طرب و هزل دوست داشتى ، مبارك‌سايه و فرّخ‌پى . در عهد او خلايق عالم آسوده بودند ، و در نعمت و مسرّت و شادى بر جهانيان گشاده ، سپاهى با ساز و عدّت ، و رعيّتى در پناه امن و رفاهيت و راحت ، عالم زاهددوست بود ، و درويش‌بخشاى و با مردم سليم القلب ، و مجانين و مرغان محبوس انسى دوست داشتى ، و با ايشان از زبان سر سخنها گفتى . بر جمله از تنعّم و تكلّف و رعونت و تكبّر دور بودى ، و از شكار سيرى نيافتى ، و به تنها بر شير كشتن دلير و ماهر بودى ، چنان كه هيچ آفريده معاون و مساعد او نبودى ، و در صفهاى مصاف خود حمله بردى ، كس را مجال ننهادى . خزانه‌اش اغلب خالى بودى ، و حملها كه از اطراف رسيدى ، هم در بارگاه ببخشيدى . و چون برادرش سلطان طغرل به همدان در سراى علاء الدّوله فرمان