ثامنهم السلطان المعظم ركن الدّنيا و الدّين ابو طالب طغرل بن محمّد بن ملكشاه بن الپارسلان
سلطان طغرل بن محمّد پادشاهى بود به عدل و سياست موصوف و باحيا و حميّت ، و كرم و شجاعت بر اخلاق او غالب ، و از هزل و فواحش دور . در مدّت ايالت سلطان محمود او با خدمت و ملازم عمّ بودى سلطان سنجر نورّ اللّه قبره ، و بعد از وفات سلطان محمود ، سلطان سنجر ولىعهدى به دو تفويض كرد ، و مسعود و داود و برادران به بغداد رفتند منهزم .
در صفر سنهء سبع و عشرين و خمسمايه خليفه مسترشد در بغداد خطبه به نام او كرد ، و بعد از او به نام برادرش داود بن محمود ، و ايشان را تشريف داد ، و به آذربايگان فرستاد . طغرل چون به عراق آمد ، ميان او و برادران مسعود و داود چند نوبت مصاف رفت . آخر طغرل شكسته شد . مسعود به همدان مقام ساخت ، در سنهء ثمان و عشرين [ و خمسمايه ] به بغداد رفت .
طغرل را ملك مهنّا نبود ، به جانب خورستان مىرفت . خواجه قوام الدّين را كه وزير او بود در ليشتر بياويخت ، چه سرگردانى خويش همه از او مىدانست ، و از :
نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
نمىانديشيد ؛
وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ
نمىدانست . لا جرم