و شما را جانشينان اين سرزمين كند . آيا با اين خدا ، خدايى هست ؟ چه كم است اندرزگيرى شما ؟ ! . اين كه درآيه مذكور خداوند كريم قيد اضطرار را از لوازم استجابت شمرده است ، شايد بدين علت باشد كه انسان ، در حال اضطرار ، دعايش از حقيقت برخوردار است . انسان بيچاره و درمانده ، خواستههايش حاكى از واقعيت و حقيقت است . لام در كلمه ( المضطر ) لام استفراق است نه لام جنس . آيات ديگر قرآن كريم مويد اين نكته است كه انسان هنگام اضطرار ، حقيقتاً رو به خدا مىآورد . مثلًا در آيه « و اذا مس الانسان الضر دعانا بجنبه او قاعداً او قائماً » ( سوره يونس ، آيه 12 ) . وقتى گرفتارى و بلا به انسان برسد ما را مىخواند ، به پهلو و نشسته و يا ايستاده . و نيز در آيه « حتى اذا كنتم فى الفلك و جرين بهم بريح طيبه و فرحوا بها ، جاءتها ريح عاصف و جاءهم الموج من كل مكان و ظنوا انهم احيط بهم دعوا الله مخلصين له الدين لئن انجيتنا من هذه لنكونن من الشاكرين » ( سوره يونس ، آيه 22 ) .
عدم تعيين تكليف براى خداوند : بايد هنگام دعا متوجه باشيم كه دعا به معناى تعيين تكليف براى خدا نيست . مسئلت كردن غير از تكليف معين كردن است . در حالت دعا و مسئلت از خداوند بايد همانند تابلوى نقاشى باشيم . زير دست نقاش چيره دست و ماهر ، بىحركت و تسليم مطلق در برابر مشيت الهى ( جعفرى ، محمد تقى ، تفسير نهجالبلاغه ، ج 15 ، ص 105 ) .
تسليم محض خدا باشيم : هنگام دعا ، واقعاً تسليم محض خداوند باشيم . اين حالت تسليم به رشد روحى كمك مىكند . بر خلاف تصور عدهاى كه
تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد ( ع ) بررسى اجمالى نكات تربيتى دعاى مكارم الاخلاق ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: محمد جواد لياقتدار
ص٥٢