تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
هم به معنى كوهستان است . بعضى در آبادى باختر مبالغه كرده چنان‌كه ژوستن مورخ مىگويد مملكت باختر غير از قراء و قصبات هزار شهر معمور دارد و شك نيست كه اين حرف را اغراق كلى است شايد مقصود ناقل از هزار عدد كامل بوده ژوستن بىخبر از اين اصطلاح باور نموده مثل اين‌كه بگوييم فلان كوه هزار چشمه آب گوارا دارد و مقصود ، بسيارى عيون و مياه عذب باشد شخص خارج از اين اصطلاح فرض حقيقت نمايد . تاريخ سلاطين باختر از هر طبقه مفصل است و ما حكمرانى سلسله‌اى از خلفاى اسكندر را و سلطنت شعبه‌اى از اشكانيان را در كتاب درر التيجان اجمالا ذكر كرده و نگاشته‌ايم . باليس‌بيگا : اسم قديم قصبهء پالو تابع لواى ارغنى ولايت ديار بكر است واقع در كنار رودخانهء مراد . در اينجا چند خانه در كمر كوه و سنگ تراشيده و ساخته و در لوحه‌اى به خط پيكانى بعضى وقايع تاريخى را ثبت كرده‌اند . بدهل : از شهرهاى فلسطين و در نزديكى بهر سبع بوده حالا خراب است . بنابر مسطورات تورات در اين شهر وحى به حضرت ابراهيم ( ع ) نازل شده كه ارض كنعان تا ابد متعلق به اولاد او خواهد بود . بدهلم - بطلم : بيت اللحم است از بلاد فلسطين كه مولد حضرت عيسى عليه السلام مىباشد . بدهرون : نيز از شهرهاى فلسطين به اسم دو شهر بوده است چنان‌كه در تورات مسطور شده بناى اين شهر را حضرت سليمان گذاشته . بدحسان - بسان : از شهرهاى جليله نزديك رود اردن معروف است . اين شهر در لواى عكه و در ساحل غربى رود مزبور كه به معنى