تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
دويست متر ارتفاع دارد . پازارگادا - پازارقادا : اسم يكى از شهرهاى فارس و پايتخت حقيقى سلاطين كيانى كه قبل از كيخسرو بوده‌اند و موقع آن همانجايى است كه حالا شهر فساآباد مىباشد . پادشاهان كيان هميشه در اين شهر تاج بر سر مىگذاشته‌اند . بعضى گويند شهر فسا را كيخسرو ساخته . به‌هرحال مقبرهء آن پادشاه هنوز در اين شهر مشهود است . جمعى بر اين‌اند كه پازارگاد در زبان كيان به معنى اردوى ايران يا خزانهء ايران بوده و جغرافى فسا خالى از تفصيلى نيست . نگارش آن در اينجا از ما نحن فيه خارج است . پازىتگريس : قدما اين اسم را به چند رودخانهء خوزستان و عراق عرب داده از جمله رود كارون را به اين اسم ناميده و از قورنه به طرف خليج فارس كه دجله و فرات به يكديگر پيوسته و شط العرب شده نيز پازىتگريس نام يافته . پازىتگريس را پاسىتگريس هم خوانده‌اند . پافلاگونيا : كه آن را « پافلاغونيا » هم مىگويند ولايت قسطمونى است . « 1 » پالسطينا : فلسطين است معروف به لواى قدس و يهوديه . و قدما آن را « كنعان » گفته‌اند . پراسيا : اسم تخت سليمان بوده از محالات خمسه . پرسارمينا : اسم ارمنستان كبير است كه متعلق به ايران بوده . پرس - پرسى : همان فارس است كه فرنگيها اين‌طور تلفظ مى - كنند . حد قديم اين مملكت را از طرفين شمال و جنوب بلاد مدى يعنى جبال و خليج فارس نوشته‌اند و خوزستان در ميان فارس و بابل
هامش
( 1 ) . پافلاگونيا از چترپتىهاى ده‌گانهء آسياى صغير كه از مشرق به چترپتى كاپادوس و از شمال به بحر اسود محدود و پايتخت آن « سينپ » بود . اين كشور از رود « هاليس‌سفلى » مشروب مىشد و مردم آن به بلادت و خشونت معروف بودند ( لغت‌نامهء دهخدا ) .