را كه مشتمل است بر وقايع و حوادث عالم و چگونگى احوال و اوضاع بنى آدم در آن زمان فرخنده نشان تأليف نمود . و معظم وقايع ربع - مسكون را بر سبيل اجمال تا شهور سنهء هشتصد و بيست و نه هجرى در آن كتاب افادت اياب درج فرمود .
چو حافظ سخن را بدينجا رساند * سپهرش بساط سخن برفشاند
تاريخ وفات و موضع انتقال حافظ ابرو از دار ملال در اين بيت كه نوشته مىشود مذكور است .
به سال هشتصد و سى و چهار در شوال * وفات حافظ ابرو به شهر زنجان بود
نگارنده مىگويد كه از كتاب زبدة التواريخ بايسنقرى نسخهء كامل در تصرف مالكانه دارم . و مصنف - اعلى اللّه مقامه - در آن نامهء بلاغت علامه ، كلام را به اين عبارت افتتاح نموده است كه :
« آغاز كتاب داستانها * مجموع فذلك بيانها
حمد و ثنا و آفرين مالك الملكى را تواند بود كه انشاء موجودات لمعهاى از اشعهء انوار قدرت او لايح . . . » . و من العجب كه مفتتح خطبهء كتاب مستطاب جامع التواريخ تصنيف صاحب اجل وزير نحرير خواجه رشيد الدين همدانى - عليه الرحمه - نيز عين افتتاح مسطور است .
صاحب بهجة التواريخ : شكر اللّه ابن شهاب الدين احمد رومى است .
و اين تاريخ را در هشتصد و شصت و يك هجرى پرداخته . و در جملهء موضوعات تاريخيه عقد ابواب كرده است .
فاضل قسطنطينى در كشف الظنون مىگويد بهجة التواريخ را بر سيزده باب مبوب نموده : يك : در به دو خلق ؛ دو : در انبياء عليهم السلام ؛ سه : در نسب نبى ( ص ) ؛ چهار : در مولد آن حضرت ( ص ) ؛ پنج : در اولاد و ازواج آن بزرگوار ؛ شش : در عشرهء مبشره ؛ هفت : در كبار صحابه ؛ هشت : در ائمه ( ع ) ؛ نه : در مشايخ ؛ ده : در حكمآ ؛ يازده :