تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
به يكى از دو جهت بوده است : يا قرآن مجيد را از برداشته و يا يكصد هزار حديث حفظ نموده بوده چه اين لقب در اصطلاح مسلمين به يكى از اين دو معنى اطلاق مىگردد . و مخصوصا مصطلح علماء فن حديث است كه دانا و داراى متن و سند يكصد هزار خبر را « حافظ » ، و دانا و داراى سيصد هزار خبر را « حاكم » ، و ضابط جميع اخبار را متنا و سندا و رجالا « حجة » مىگويند . بارى از حافظ ابرو نشانى كه موجب خلود او در عالم شده است كتاب « زبدة التواريخ بايسنقرى » است . كه مقبول افاضل جهان و مطبوع مورخين تمام كرهء ارض افتاده . حاجى خليفهء قسطنطينى در كشف الظنون مىگويد زبدة التواريخ به زبان فارسى تأليف ملا نور الدين لطف اللّه هراتى پسر عبد اللّه است كه به حافظ ابرو اشتهار دارد و در سال هشتصد و سى و چهار فوت شده ، و اين كتاب را براى بايسنقر ميرزا تأليف كرده است ، و آن را بر حوادث جميع عالم و وقايع احوال بنى آدم در ربع مسكون على التفصيل مشتمل قرار داده . و زمان تاريخ اين كتاب از آغاز خليقه است تا سال هشتصد و بيست و نه از هجرت . و غياث الدين بن همام الدين مشهور به خوندمير در تاريخ حبيب السير خلاصه‌اى از احوال و مبدأ و مآل حافظ ابرو مذكور داشته مىگويد : مولانا نور الدين لطف اللّه المشتهر به حافظ ابرو در سلك اعاظم اصحاب انشاء و تصنيف و اكابر ارباب جمع و تأليف منتظم بود . آن جناب هروى المولد است اما در همدان نشو و نما يافته تحصيل نمود . حضرت صاحبقران گوركان را نسبت به آن فاضل عالىشأن التفات بسيار بود و همواره او را در مجلس خاص طلبيده همت عالى نهمت بر استرضاى خاطرش مىگماشت و جناب مولوى بعد از فوت آن حضرت به ملازمت سدهء سنيهء شاهرخيه شتافت و پرتو التفات شاهزادهء پسنديده صفات ميرزا بايسنقر بر صفحات احوالش تافت . و آن جناب زبدة التواريخ بايسنقرى