بوده است ، و در ملك مصر با العزيز باللّه نزار فاطمى به تاريخ سيصد و هفتاد و پنج و اين كتاب مستطاب مسمى به نام « احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم » مىباشد و بنده را نسخهاى است از آن به طبع حروف مطبعهء بريل از شهر ليدن .
حافظ ابرو : اسم او لطف اللّه است . در ملك هرات از مادرزاده و در خطهء همدان بر مسند كمال و فضل قدم نهاده است .
فنى كه اين مرد بدان اشتهار يافته علم تاريخ است و صناعت انشاء ، در اين هر دو هنر مقامى منيع و رتبهاى رفيع داشته . و او از افاضل دوران امير تيمور گوركان است و به تشويق و تربيت آن پادشاه تكميل شده و از عهد سلطنت ميرزا شاهرخ شاه گوركان نيز قرب بيست و هشت سال دريافته است . و از مشاهير رجال عالم كه حافظ ابرو با ايشان سمت معاصرت بلكه با بعضى معاشرت داشته ، يكى مولانا شرف الدين على يزدى است صاحب تاريخ ظفرنامه ، و ديگر امير نور الدين شاه نعمة اللّه ولى پيشواى طائفهء نعمة اللهيه از دراويش ، و ديگر خواجه محمد مشهور به پارسا صاحب كتاب « فصل الخطاب » كه از خلفا و اصحاب خواجه بهاء الدين نقشبند بود ؛ و ديگر امير قاسم انوار صوفى مشهور و عارف معروف كه شهرتش شرق و غرب را فروگرفته بوده است ؛ و ديگر امير شاهى شاعر مشهور سبزوارى .
و در تسميهء حافظ مذكور به ابرو بعضى مىگويند كه ابروى پيوستهء خوشنماى و زيبايى داشته است به حدى كه اسباب معرفى او گرديده و به آن عضو ممتاز در ميان مردم موسوم و معلوم شده ، چنانكه يكى از امراء عثمانيه به نظير اين جهت به عنوان « قرهقاش » مشهور گرديده است . و ظن بعضى آنكه مشاراليه كه از اهل خراسان بوده همانا اصلا از الكاى ابر خراسان كه در حدود بسطام است بوده و ابرى به ابرو تحريف يافته . على اى حال اينكه او را به لقب حافظ مىخواندهاند
تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١٦٤