آدمى آن يكى است و از زحمتهاى بسيار زندگان اندكى ، انسان را نوازل و عوايق غيرمترقبه چندان باشد كه بشمار نيايد و به قول مشهور :
شب آبستن است تا چه زايد سحر . شرق و غرب عالم را مكايد و حيل فراگرفته بلكه دو روى زمين را جهل و ظلمت احاطه كرده ظهر الفساد فى البر و البحر شاهد حال است و اخبارى كه هرروز از تمام كرهء ارض مسموع مىشود مبين اين مقال . روزگار ناسازگار و سروكار بيشتر با بدگوهران نابكار ، فطرتها پست ، خلقتها ناتمام ، عقلها ناقص ، رايها سقيم . راستى با اين سليقههاى كج و سرشتهاى زشت و ضماير عيبجو و سراير مغشوش و روانهاى ناپاك و طبعهاى مفطور به حسد و دلهاى مشحون به كيد و سينههاى پركينه و زبانهاى غماز و چشمهاى شور و دماغهاى پر و مغزهاى تهى و سرهاى سنگين بعبارة اخرى با اين شكم - بندههاى حريص و سيهكاسههاى خسيس و فرومايگان خودپسند و جاهلان پليد و گمراهان مغرور و سبكروحان متكبر و شومان بومسيرت و آدمى صورتان ديوصفت چه بايد كرد ؟ تا گفتهاى من آن نيم كه تو گويى و از من نيايد آنچه تو خواهى و جويى ، ورق برگشته و تخت ، باژگون شده سم قاتل جاى آب حيوان گرفته و باطل ، خانهء حق رفته نه عرض مانده نه مال و العياذ بااللّه از آن سوء حال و مآل . پس نظر به اين بىاعتبارى كار و عدم اطمينان به دو روزهء مهلت و استقرار ، از محضر وزارت جليلهء علوم دولت ابدمدت عليه - ابد اللّه تعالى شوكتها - و از فضلاى خردمند قدردان مملكت درخواست و مسئلت مىنمايد كه اگر ما را موانع طبيعى يا مكايد احتيالى به حال خود نگذاشت و از انجام اين مقصود مهم بازداشت ، مستعدين از ابناى وطن را به اتمام كتاب درر التيجان تشويق كرده بر آن دارند كه اين راه را به پايان برند و به پاى سعادت ، اين طريق انيق سپرند . كتب متعلقه به اين تأليف منيف را كه مؤلف در ايران و فرنگ به زحمت و طول مدت و خرج گزاف
تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 119
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص١١٩