تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧

مورخين و جغرافىدانان خارجى

بسمه تبارك و تعالى دانشمندان با فطانت و ذوق كه قسمتى از اوقات شريف خود را وقف مطالعهء كتب و رسايل نموده ، و تصفح اوراق و دفاتر تازه و كهنه را بهترين مشغوليت و تفريح خاطر دانسته‌اند اگر به نظر تلطف و توجه در اين مجموعه ببينند دانند كه تاريخ اشكانيان در ميان ما مردم مشرق زمين تاكنون اسمى بىمسمى و ثالث ثلاثهء سيمرغ و كيميا بوده و اين بندهء ناچيز به موافقت و يارى ارباب همم عاليه - نه به خودى خود - از ديرى بر اين بودم كه اين مكان باير خالى را به مكين بافر و تمكين آن داير و معمور سازم ، و به هر نحو كه باشد كتابى پردازم مشتمل بر سوانح ايامى كه امتداد آن تقريبا پانصد سال مىشود و حوادث مهمهء آن با وقايع ادوار معتبرهء عالم به وجهى برابرى مىنمايد ؛ يعنى دوره‌اى كه زياده از سى نفر شهريار كشورستان مقتدر در آن ، رايت عظمت و جلالت خويش را بر قمهء « 1 » سربلندى و افتخار نصب كرده و در پهنهء نام‌آورى و ستركى ، كوس فرمانروايى و بزرگى زده . دورهء پادشاهان عظيم الشأن ، كدام پادشاهان عظيم‌الشأن ؟ سلاطين اشكانى و خواقين پارتى ، آنها كه با دول روم و يونان بلكه هندوستان پنجه‌درپنجه افكنده و اغلب برمهان مقدم آن زمان ، و سران نامى محتشم اين جهان غالب آمده
هامش
( 1 ) . قمه ( به تشديد ميم ) بالاى هرچيز را گويند ( فرهنگ فارسى معين ) .