تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
و ايران - وطن عزيز شريف ما - را داراى شرف مزيت و برترى نموده‌اند . راست است كه اشكانيان اصلا ايرانى نبوده و با ايرانيان ما معاملتى به‌سزا ننموده اما چنان‌كه در فصلى از اصل كتاب گفته‌ايم نه آخر خود را به ما مىبسته‌اند و سلسله نسب خود را جدا به كيان مىرسانده ؟ مائيم كه آنها را رانده‌ايم و خصم الد كشور و اجنبى خوانده . از اين گذشته فوايد منظوره از تاريخ كه عبارت از تجارب و عبر و تيقظ و خبر ، و فهم سبب و جهت ترقى و تنزل امم و ملل ، و صعود و سقوط ممالك و دول ، و وسايل حصول مرام و نتايج سماحت و اقدام و آگاهى از نوادر اعصار و بدايع آثار ، و به‌دست‌آوردن مقاليد علوم و مفاتيح آداب و رسوم و افتتاح مناهج و مسالك و احتراز از مساوى و مهالك و هزار چيز ديگر است جايز نمىشمارد كه به غرض بيگانگى و دورى و كينهء مظلومى و مقهورى از بسا معلومات نافعه چشم پوشيم و با مجهولات ضاره به رضا و رغبت دست در آغوش كنيم و ندانيم در ملك كيخسرو و كيكاوس مدتى مديد چه برگذشته ، كه آمده و رفته و چه بوده و گشته است ؟ فرهاد يا اردوان ما كه بود ؟ و با يتبر قيصر روم چه نمود ؟ خلاصه اين خيالها داعى و محصل تحصيل اسباب و لوازم نگارش تاريخ اشكانيان و كتاب درر التيجان شد و جلد اول آن‌كه در حكم مقدمه است به تأييد بارى عزاسمه پرداخته آمد و دو مجلد ديگر كه محتوى بر گزارش مخصوص سلطنت هر سلطان مىباشد به شرحى كه در ديباچه ذكر شده باقى است . عزم و نيت آن‌كه به خواست خدا آن نيز نگاشته شود و اين وهده به دررولئالى اخبار صحيحه و مطالب مطلوبه انباشته آيد . اما از آنجا كه سراى زندگانى را نمايش و هستى ، حباب است و بنياد آن بر آب ، و نساخته منهدم و خراب ، هنوز ننشسته گويند برخيز و درست پرنا كرده فرمان آيد كه بريز . راه آخرت همواره باز است و دست اجل پيوسته دراز و جز مرگ كه از هزار درد بىدرمان