براى آگاهى خوانندگان
« تاريخ مشروطه ايران » ، مهمترين اثر تاريخى احمد كسروى مىباشد كه به صورت سلسله مقالاتى از سال 1313 در مجله پيمان منتشر مىشده است . پيرامون نگرش تاريخى كسروى در « مقدمه ناشر » به طور مبسوط سخن رفته اما آنچه كه يادآورى آن در اينجا لازم مىنمايد اين است كه در تحليل نگرش دينى و تاريخى وى نبايد حوادثى را كه در زندگانيش سرنوشتساز بوده و تأثير عميقى در افكار و احساسات او بجاى گذارده از ياد برد .
همانطور كه در كتاب « زندگانى من » مىنويسد وى طلبه مدرسه علميه طالبيه تبريز بوده كه بر اثر تجدد خواهيش مورد كينخواهى و ضرب و شتم « طلاب دهاتى » قرار مىگيرد .
او كه روحا تندخو و سخت بىحوصله بوده ، تحصيل علوم دينيه را رها كرده و به تعليم و تدريس زبان انگليسى و ارمنى در مدرسه امريكايى تبريز مىپردازد . در نيمه دوم حكومت رضا خان وى با استفاده از آزادى قلم و بيانى كه رضا خان براى حمله به معتقدات دينى و روحانيون فراهم ساخته بود ، به نشر انديشههاى خود تحت عنوان « پاكدينى » پرداخت .
پاكدينى كسروى كه جوهر اعتقاد فلسفى وى بود ، متأثر از وهابىگرى ، مبتنى بر پذيرش توحيد و مبارزه با هرگونه آداب و مراسم دينى به نام خرافهپرستى بود . پاكدينى او كه بتدريج در حمله به اسلام و تشيع شدت يافت به طور عمده در انجيل وى ، « ورجاوند بنياد » آمده است .
« تاريخ مشروطه ايران » ، محصول دوران نشر پاكدينى اوست ، بطورى كه در جاى جاى كتاب مىتوان پاكدينى او را در برخورد با معتقدات دينى و مقدسات مذهبى و علما و روحانيون مشاهده كرد . ناميدن مذهب شيعه به « كيش شيعه » و حضرت عبد العظيم ( ع ) به « عبد العظيم » و علما به « ملايان » و . . . چيزى جز تحقير و تخفيف آنها به نام پاكدينى نيست ؛ عقيدهء سخيف و منحرفى كه سرانجام حوصلهء مردم مسلمان را به سر آورد و خشم انقلابيشان در صفير گلولهاى به دست يكى از فدائيان اسلام به حيات او پايان داد .
با تمام اين اوصاف « تاريخ مشروطه ايران » كسروى نظر به مستندات فراوان تاريخى كه در مقدمه ناشر بدان اشاره رفته ضرورى به نظر رسيد كه چاپ مجدد آن اقدام شود .