گفتگو كنند .
نامهاى آنكسان در روزنامهها برده شده ولى ما نيازى بشمردن آنها نمىبينيم .
چنان كه دانستهايم اين مجلس تا ديرى برپا ميشد ، و پيداست كه جز گفتگوهاى بيهودهاى بميان نمىآمده ، و باشندگان بيش از همه بخودفروشى و برترىجويى به يكديگر مىپرداخته - اند . ما نمونهاى از گفتگوهاى آنجا در دست ميداريم كه در پايين مىآوريم :
يكى از باشندگان صدر السلطنه مىبوده ، كه تا چند سال پيش در تهران ميزيست او يكى از درباريان بنام شمرده ميشد و زمانى هم بسفارت در امريكا رفته بوده . نوشتهاى از اين مرد در دست است كه كوتاه شده آن را در پايين ميآوريم :
« هو غزلى كه بايد انشاء اللّه تعالى روز سهشنبه در مجلس شوراى مملكتى صدر - » « السلطنه از حفظ براى امين دربار در ملاء بلند با كمال رشادت بخواند بدون انديشه : »
« گناه كردن پنهان به از عبادت فاش * اگر خداى پرستى هواپرست مباش . . . »
غزل را تا به آخر آورده است و آنگاه چنين مينويسد :
« 17 شعر است 3 ذيحجه 1326 »
همانا امين دربار در نشست پيش با سخنى حاجى صدر السلطنه را آزرده است ، و اين چون به خانه برگشته اين غزل سعدى را كه هفده بيت است ازبر كرده است كه در نشست ديگرى « در ملاء بلند با كمال رشادت » براى او بخواند و كينه خود را بجويد . از اينجا توان پنداشت كه همچون بزمهاى ديگر اعيانها و درباريان ، بيشتر گفتگوها در آن مجلس شوراى كبرى شعر خواندن و بهمديگر نيش زدن و هنر خود را نشان دادن بوده است .
تير خوردن حاجى شيخ فضل الله
چنان كه گفتيم ايستادگى تبريزيان در برابر محمد عليميرزا و فيروزى - هاى آنان در همهجا مردم را بتكان آورده بود . در تهران با همه سختگيرىهايى كه ميرفت ، انبوهى از مردم زبان باز كرده از تبريزيان ستايش ميكردند و مشروطهخواهى نشان ميدادند .
بويژه پس از بهم خوردن اسلاميه كه گريزندگان از دوچى خود را بتهران رسانيدند ، و آن خوارى و زبونى ايشان مايه دليرى آزاديخواهان گرديد .
در ماه ابان چون تلگراف از نجف رسيده آگاهى از مرگ شادروان حاجى ميرزا حسين تهرانى داد و در تبريز و همه شهرها ختمهاى باشكوه درچيدند ، در تهران آزاديخواهان آن را دستاويز ساختند و بازارها را بسته در چندجا ختمهاى بسيار باشكوه گزارده در آن ميان سهشهاى خود را به بيرون ميآوردند و گفتگو از مشروطه ميكردند .
در روزهايى كه محمد عليميرزا با دستيارى حاجى شيخ فضل اللّه و ديگران آن رويهكاريها را كه در بالا ياد كرديم بانجام ميرسانيدند در بيرون مردم به اين نمايشها پرداخته بودند ، و تا مىتوانستند بدگويى از محمد عليميرزا و حاجى شيخ فضل اللّه مىكردند .