و باز درخواستى يا « عريضه » اى به مهر مردم رسانيدند ، و چنين نهاده شد كه شاه در بالاى آن پاسخ نويسد و آن را بچاپ رسانيده در شهر بپراكنند . اين كار را انجام دادند و ما اينك نوشته شاهرا در پايين مىآوريم :
بسم اللّه تبارك و تعالى « جنابان مستطابان حجج اسلام سلمهم اللّه تعالى عزم ما همه وقت بتقويت اسلام و » « حمايت شريعت حضرت نبوى صلعم بوده و هست حال كه مكشوف داشتيد تأسيس مجلس با » « قواعد اسلامى منافيست و حكم بحرمت داديد و علماى ممالك هم به همين نحو كتبا و تلگرافا » « حكم بر حرمت نمودهاند در اين صورت ما هم از اين خيال بالمره منصرف و ديگر عنوان » « همچو مجلس نخواهد شد . ليكن بتوجهات حضرت امام زمان عجل اللّه فرجه در نشر » « عدالت و بسط معدلت دستور العمل لازم داده و مىدهم آنجنابان تمام طبقات را از اين » « عزم خسروانه ما در نشر معدلت و رعايت حقوق رعيت و اصلاح مفاسد بقانون دين مبين اسلام » « حضرت خاتم النبين صلعم اطلاع بدهيد . محمد عليشاه قاجار »
با همين رويهكاريهاى خنك كه پ 260 كريم دواتگر ما كوتاه شده آن را آورديم ، خود - را دل آسوده گردانيدند و محمد - عليميرزا بهانهاى بدست آورده از نويدى كه درباره باز كردن مجلس داده بود بيكبار سرباز زد . ليكن با فهم و انديشه كوتاه خود بر آن شد كه مجلس بنام « مجلس شوراى كبراى دولتى » از درباريان و اعيان و بازرگانان پديد آورد ، كه در دربار بنشينند و در كارهاى دولتى بسكالش و گفتگو پردازند ، و اين خود جانشين دار الشورى باشد . از اينرو پنجاه تن كمابيش از آنكسان را فهرست كردند و بهر يكى نامه فرستاده بباشندگى در آن مجلس خواندند كه روز يكشنبه هشتم آذر ( 4 ذو القعده ) ، كه روز گشايش آن مجلس خواستى بود بدربار روند و پس از آن هفتهاى دو روز در مجلس باشند و
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 827
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٨٢٧