تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
دسته‌اى از ايشان از راه قوريچاى به آنجا تاختند و با سواران بجنگ پرداختند . سه ساعت زدوخورد برپا بود و سواران با آنكه صد تن كمابيش و خود چند برابر مجاهدان ميبودند ، ايستادگى نتوانسته پراكنده و پريشان روبگريز آوردند . مجاهدان سر قله را بدست آورده سنگرى در آنجا برپا كردند . توپى نيز بدانجا برده به كار گزاردند . اين فيروزى از آنرو گرانبهاست كه راه آمد و شد را ميانه دوچى و باغ صاحبديوان مىبريد . اينست به دولتيان ناگوار افتاده به آن شدند كه همان شب دوباره تاخت آورند و آنجا را از دست مجاهدان بيرون آورند ، و چون دو ساعت و نيم از شب گذشت ناگهان با نيروى بزرگى به جنگ و تاخت پرداختند و تا چند ساعت زورآزمايى بس سختى مىكردند ولى كارى از پيش نبرده با دست تهى پ 244 سيد جليل اردبيلى ( يكى از مشروطه‌خواهان طهران و از بنيادگزاران انجمن آذربايجان ) بازگرديدند و دو تن از ايشان كشته شدند . روز پنجشنبه در شهر آرامش برپا و آزاديخواهان شادمان ميبودند ، ولى دولتيان غم از دست دادن قله را مىداشتند . شب آدينه هفدهم مهر ( 13 رمضان ) آغاز شب آرامش بود ، ولى نيمه شب بهنگامى كه ماه خود را باوج آسمان رسانيده با تابش قشنگ خويش سراسر شهر را سيمين ساخته و مردم در آن دل شب در بستر آرامش غنوده بودند ، ناگهان غرش توپ و نارنجك تندرووار در هوا پيچيد و خفتگان را بيدار ساخت . جنگ بيشتر در سمت خيابان روميداد ولى از همه سنگرها آواز شليك برميخاست چنين گفته ميشد كه عين الدوله با سركردگان گفتگو كرده و بآنسر بوده كه فردا بامداد از همه‌سو به شهر تازند و بكيفر از دست دادن سر قله بار ديگر جنگ بزرگى برپا كنند . اين سخن چه راست و چه دروغ چون به گوش سالار رسيد پيشدستى كرده دسته‌اى از مجاهدان را بر سر لشگرگاه عين الدوله فرستاد . اينان چندان بلشگرگاه نزديك شدند كه چادرها و روشنايى چراغها را مىديدند و از آن نزديكى ناگهان بآتشباران
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 781 | احمد كسروى تبريزى