تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 779

مساهمون:

ص٧٧٩
« روزه بگيرد اينكه گاهى باردو مىروند مضر نيست بايد روزه بگيرد و نماز را تمام كند » « و السلام ( مهر حاجى ميرزا حسن ) » از اينجا هويداست كه آدم‌كشيها و تاراجگريها كه ميكرده‌اند آنها را گناه نميشمارده همى خواسته‌اند در هر كارى با دستور شرع راه روند . بارى در اين زدوخوردها بيش از همه سپاه ماكو دليرى مينمود ، و چون راه شوسه جلفا را كه از روى پل ميگذشت روسيان ساخته و خانه‌هايى در اين‌ور و آن‌ور بنياد نهاده بودند ، كردان آنخانه‌ها را پناهگاه گرفته دليرانه بجنگ ميپرداختند . از اينسوى سردار سخت ميپرهيزيد كه به آن بنيادهاى روسى گزندى برسد و بهانه بدست روسيان افتد ، اينست از توپ بستن به آنجا خوددارى ميكرد و اين خود بدليرى كردان ميافزود . در اين روز در گرماگرم جنگ ناگهان سواران و سربازان دولتى از قراملك بيرون تاخته خواستند توپرا از سنگر گاميشاوان بربايند نگهبانان توپ بجلوگيرى پرداختند و جنگ سختى در - گرفت . دولتيان كارى از پيش نبرده از لاكه ديزج مالهايى تاراج نموده بازگشتند . بدينسان تا غروب خروش توپها و آواى تفنگها از چند سوى شهر شنيده ميشد . روزهاى دوشنبه و سه‌شنبه آرامش بود . در ايندو روزه بار ديگر نمايندگانى از عين الدوله رسيده گفتگوى آشتى مىنمودند . از يكسو ناتوانى و درماندگى در برابر ايستادگى آزاديخواهان ، و از سوى ديگر پيش‌آمدهاى تهران و فشار نمايندگان سياسى انگليس و روس بشاه ( كه در جاى ديگر ياد خواهيم كرد ) ، عين الدوله را واميداشت كه دوباره رشته آشتى بجنباند ، ولى چون راستى در كار نمىبود و به نتيجه‌اى نيانجاميد ما نيز به آن نمىپردازيم . شب چهارشنبه غوغاى بس سختى برپا بود . سواران از دوچى و ششكلان و باغميشه بزورآزمايى برخاسته از چندجا تاخت آوردند . مجاهدان بجلوگيرى پرداخته ايشانرا بازپس نشانيدند و سنگرى از دست ايشان درآوردند . ولى در آنميان سواران فرصت يافته دلاله‌زن بازار بزرگ را كه در دست ايشان مىبود تاراج كردند . نيز از سوى امير خيز تاخت ميكردند و پس نشستند . روزنامه انجمن مينويسد : آن روز دسته‌هاى تازه از سواران بسنگرها فرستاده شده و اينان مىبودند كه ميخواستند زور خود بيازمايند . روز چهارشنبه آرامش بود . روز پنجشنبه نهم مهر چون در جنگهاى چند روزه سواران ماكو خود را باين‌ور پل آجى رسانيده در خانه‌هاى روسى و در كاروانسراها استوار نشسته بودند ، مجاهدان مىكوشيدند از آنجا بيرونشان رانند ، و بجنگ برخاسته بودند . سردار كس فرستاد كه دست از جنگ بردارند . روز آدينه آرامش در كار و چون راه سرد رود باز شده گندم و خوردنى به شهر ميآمد اندك فراوانى هم پديدار بود . يكى از گرجيان كه در جنگ زخمى شده و درگذشته بود ،
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 779 | احمد كسروى تبريزى