تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 777

مساهمون:

ص٧٧٧
از آنها پيداست كه در باغشاه اميد بىاندازه بامروز بسته و آن را آخرين روز ايستادگى تبريز بشمار مىآورده‌اند . سپس هم سركردگان با همه شكستى كه يافتند و كارى از پيش نبردند جان فشانيهاى خود را بتهران آگاهى داده و چشم‌براه پاداش بوده‌اند . اگر هم ديگران اين كار را نكرده‌اند رحيمخان كرده . آن تلگرافها را در اينجا مىآوريم . يكى از آنها در اين‌باره است كه چون پيش از رسيدن عين الدوله به تبريز دولتيان فشنگ كم داشتند گويا رحيمخان از كيسه خود فشنگ خريده و بسواران داده بوده و اين زمان تلگراف كرده از تهران پول آنها را مىطلبيده ، نيز پاداش‌هاى ديگر ميخواسته . در پاسخ آن حاجب الدوله كه در دربار هوادار رحيمخان بشمار ميرفت شب بيست و هشتم شعبان ( شب پيش از جنگ ) تلگراف پايين را فرستاده و چنين پيداست كه همان شب ميانه باغ شاه و سركردگان گفتگوى تلگرافى فراوان در كار بوده : « از باغ - جزو حضورى - خدمت جناب اجل آقاى سردار نصرت دام اقباله . الان » « كه سه ساعت از شب رفته است تلگراف شما را پيش جناب اجل آقاى سپهسالار اعظم » « دام اقباله ملاحظه كردم الحق عجب موقع اين شكايت است عجب موقع خدمتگذارى حالا » « چه اين توقعات است اگر قيمت فشنگ شما عيب كرد يا اگر مورد مرحمت نشديد تمام دارايى » « من در تبريز و طهران مال شما به خدا در اين موقع ابدا جاى اين گونه اظهارات نيست تمام » « سوار و قشون ايران در اين موقع جان به كف ايستاده شما اين قسم تلگراف مىكنيد » « تعجب است و حالا صريح بشما مينويسم دولت از دادن فوج و سوار و قيمت فشنگ و غيره » « بهيچوجه از شما مضايقه نخواهد كرد . از روى غيرت و حميت خدمت ميكنيد و اسم » « خودتان را در ميان تمام سرداران ايران بلند ميكنيد از مال نترسيد كه من ضامن » « شما . شما تا به حال همه نوع خسارات مالى و جانى تحميل شده‌ايد در اين مورد كه آخر » « كار است از اين عنوانات شما مىترسم عذر بهانه بدست نيفتد و شما را سبب قرار ندهند » « در پيشرفت كار كوتاهى نشود زحمات شما در اين مدت هدر نرود و بنده هيچ صلاح نميدانم در » « اقدامات فردا كوتاهى از طرف شخص شما بشود قهرمان حاجب الدوله » تلگراف ديگر در اين‌باره است كه گويا پس از جنگ رحيمخان جانفشانيهاى خود را بتهران آگاهى داده امير بهادر در پاسخ آن شب يكم رمضان ( پنجم مهر ) تلگراف پايين را مىفرستد : « جناب جلالتمآب سردار نصرت دام مجده تلگراف شما را خوانده خداى متعال » « ميداند كه از محاسن خدمات و بروز رشادت و غيرت شما چقدر مسرور شدم در حقيقت » « تمام چاكران و خانه‌زادان دولت بايد مراسم جان‌نثارى و مردانگى از شما تعليم بگيرند » « كه بهيچوجه فروگذارى نكرده‌ايد انشاء اللّه بقدرى مراحم كامل ملوكانه ارواحنا فداه » « شامل احوال شما خواهد شد كه ما فوق بر آن متصور نباشد سپهسالار اعظم » .
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 777 | احمد كسروى تبريزى