تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
دوچى هستند همگى بجنگ برخاسته از همه سنگرها گلوله مىبارانند . از آنسو دسته‌هاى انبوهى از ايشان همراه ضرغام و حاجى موسى خان و ديگر سركردگان ، با چند نقب زن از چندين راه هجوم بامير خيز آورده ديوارهاى خانه‌ها را شكافته بسنگرهاى ستار خان نزديك ميشوند ، و پ 235 سالار جنگ بختيارى انجمن حقيقت را از اينسو و آنسو گرد گرفته گلوله‌ها همچون تگرك مىبارانند و تا زور ميدارند ميكوشند كه ستار خان را كشته يا از جاى خويش بيرون رانند . آواز تفنگها بهم پيوسته چنانست تو گويى شهر را از جا خواهند كند . در اين گيرودار توپها نيز از دامنه كوه سرخاب بخروش برخاسته گلوله مىبارد . از آنسوى لشگرهاى عين الدوله و سپهدار از مالاران و سر خيابان و راه قوريچاى به پيشرفت پرداخته جنگ سختى مىكنند . توپها نيز بالاى تپه‌ها غرش كرده و پياپى گلوله ميريزند . تا امروز جنگى به اين سختى رو نداده است . سراسر شهر تكان خورده دسته‌دسته مردم از خانه‌ها بيرون ريخته نميدانند چه بايد كرد . بسيارى از ايشان شهر را از دست رفته ميدانند و در جستجوى چاره ميباشند كه بارى خود و خاندانشان را رها گردانند . آنان كه از مشروطه دل‌خوش نميدارند فرصت جسته آشكاره بدگويى ميكنند و دشنام و آزار بآزادى -