تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩
بجلوگيرى يك نوشته‌اى بنمايندگان دولت‌هاى بيگانه نوشته ، و آن را بچاپ رسانيد و به همه كنسولخانه‌ها فرستاد ، كوتاه شده آن اينكه : تا دار الشورى باز نشود و پرك ندهد محمد على ميرزا نخواهد توانست بنام ايران وامى بگيرد ، و اگر پولى از اين‌باره به او پرداخته شود در آينده توده آن را نخواهد پذيرفت . سپس تلگرافى در همين باره بپارلمان و سناى فرانسه فرستاد كه اينك نسخه آن را در پايين مىآوريم : « پاريس مجلس مبعوثان ، مجلس سنا در موقعى كه شاه مجلس ملى را با توپ منفصل » « ساخته و ميخواهد براى منقرض ساختن قواى ملى از دول متحابه قرض كرده تجهيز سلاح » « و قشون نمايد ما ملت ايران بعموم ملل حريت‌پرور عالم اعلام ميكنيم كه اين وجه » « نظر باينكه باعث اضمحلال يك ملتى خواهد شد كه در راه اخذ حقوق انسانيه خود جانسپارى » « ميكنند ملت ايران هم بهيچوجه خود را ذمه‌دار اين استقراض نخواهد دانست » « انجمن ايالتى آذربايجان »

سپاه ماكو

سپاه ماكو يكى از نامهاييست كه در تاريخچه جنگهاى آزاديخواهانه تبريز داراى برجستگى ، و با سهشهاى گوناگونى توأم بوده . سپاه ماكو كه گفته مىشود كسانى كه در آن روز در تبريز بوده‌اند ، داستانهاى بسيارى را به ياد توانند 234 نايب يوسف هكماوارى آورد . به ياد توانند آورد آن ويرانيها را كه در سر راه خود از خوى تا تبريز كردند ، به ياد توانند آورد آن آتش را كه در ساوالان افراشتند ، به ياد توانند آورد آن چابكى و تندى را كه در تاختن به شهر از خود نمودند ، به ياد توانند آورد آن ترس و تكانى را كه به شهر انداختند ، پس از همه به ياد توانند آورد آن سيلى خشم را كه از دست مجاهدان خوردند و بازگشتند اگر صمد خان و سپاه او را بكنار گزاريم . در يازده ماه جنگهاى تبريز ، هيچ سپاهى در برابر شهر آن دليرى و چابكى را نشان نداد و هيچ سپاهى نيز آن سيلى سخت را از دست شهر نخورد . اين سپاه كه از گردان جنگ آزموده شكاك و جلالى و از سواران خود ماكو آراسته