با مجاهدان و يجويه از سوى ديگر بجنگگاه شتافتند ، و لوتيان و سواران را پس راندند .
نيز در اينروزها بود كه با دستور اسلاميه نشينان فتح اللّه آسيابان كه يكى از لوتيان دوچى ميبود به بيرون شهر رفته آبها را از آسيابها بازگردانيد و بدينسان نان در شهر ناياب گرديده سختى بيشتر شد .
درآمدن رحيمخان به شهر
شگفتتر آنكه رحيمخان از نافهمى به اين پيشامد خرسندى نميداد و چنين ميخواست كه بخيابان تاخته با جنگ به شهر درآيد و آن را كارى آسان ميشمرد ، و چون كونسول كه به كارهاى ايران دست مىيازيد چنين بهانه مىآورد : « در تبريز بستگان روس بسيارند و اگر شهر با جنگ گرفته شود به آنان نيز گزند خواهد رسيد » ، رحيمخان پيشنهاد مىكرد كه بستگان روس از خيابان بيرون روند . اين بود كونسول همان روز بيستم تيرماه ( 12 جمادى الاخرى ) نامهاى به او نوشته و با زبان « ديپلوماسى » دستور به او داده ، و چون همان نامه اكنون در دست ماست « 1 » آن را در پايين مىآوريم :
« 12 جمادى الاخرى 1326 »
« جناب جلالمتمآب اجل دوستان استظهارا مشفق مكرما »
« مقصود دوستدار كه در اين چند روزه متحمل زحمات شدم براى اين بود » « كه تبعه روس را در محله خيابان كه چندين خانوار در نقاط مختلفه خيابان اقامت » « دارند محافظه نمايم و بيرقى كه دادم براى اين است تبعه روس در نشانه همان » « بيرق از حمله و قتل و غارت محفوظ بمانند در اين ضمن كليه اهل خيابان بدوستدار » « قول دادند كه تماما اطاعت كرده و تسليم سردار خواهند شد حالا هم در اطاعت و » « تسليم باقى هستند و در تسليم اسلحه ابدا حرفى ندارند توپ هم كه در خيابان مانده » « است بدون عذر تسليم حكومت خواهند كرد بعقيده دوستدار مطلب را بجنابعالى » « اشتباه گفتهاند در عالم خيرخواهى كه دوستدار شخصا به بندگان اعليحضرت شهريارى » « خلد اللّه ملكه و سلطانه دارم و بملاحظه دوستى كه با جنابعالى دارم لازم ديده زحمت » « مىدهم اگر بخواهيد باينطورها در خيابان رفتار نماييد و در حالت اطاعت و تسليم » « به خيابانىها سخت بگيريد تمام مردم مضطرب شده و خدا نكرده نتيجه بد بظهور رسيده » « انجام مأموريت جنابعالى دچار اشكالات عمده خواهد شد دوستدار در كارهاى داخله » « ابدا مداخله ندارم ولى در عالم خيرخواهى اظهار ميدارم كه در اين موقع مهم بايد » « از روى نهايت احتياط رفتار فرمائيد محله خيابان كه اظهار اطاعت مينمايند چرا » « مجبور ميفرمائيد كه مجددا بمقام شورش برآيند اسكات شورش خيلى اشكال دارد با »
هامش
( 1 ) پس از كشتن رحيمخان ( در سال 1280 ) كاغذهاى او بدست آقاى بلورى افتاده بود و ازو به من رسيده است .