« تجربهاى كه داريد باظهارات دوستدار به خوبى ملتفت باشيد دوستدار يقين دارم كه از اهل » « محلهء خيابان حركت بيقاعدهاى ظاهر نخواهد شد و در تسليم توپ و اسلحه حاضر هستند » « احتياط در موقع جنگ وظيفهء نظامى سردار اردو است اينكه اظهار فرمودهايد تا يك » « ساعت دوستدار اتباع روس را از خيابان خارج نمايم خودتان ميدانيد در محله خيابان » « اتباع روس زياد هستند و بيرون كردن آنها در يك ساعت امكان ندارد لازم است » « جنابعالى در اين كار خيلى احتياط فرمائيد كه زحمات بهدر نرفته و اسباب تكدر خاطر » « مبارك همايونى فراهم نيايد چيزى كه به آسانى ممكن است بموقع اجرا گذاشت شخص » « عاقل چرا بايد خود را دچار اشكالات نمايد در خصوص مسئله معهوده كه اشاره فرموده » « بوديد جواب آن را هم در موقع ارسال مينمايم مختصرا اظهار ميدارم خيابانىها » « سنگرها را برداشتهاند و غير از تسليم خيال ديگر ندارند تبعه روس هم كه چندين » « خانوار با اهل و عيال در خيابان اقامت دارند ممكن نيست در يكساعت خارج شوند و » « اگر دوستدار حكم نمايم كه اتباع روس از خيابان بيرون بروند آشوب بزرگ حاصل » « و براى جنابعالى زحمت فوقالعاده فراهم خواهد شد و همين سرهنك را هم كه حامل » « مراسله است مأمور فرمائيد توپ را تحويل بگيرد تاجرباشى هم حضورا تفصيل را » « عرض خواهد نمود زياده چه زحمتافزا شود « 1 »
« مسئله معهود » كه در اين نامه نام ميبرد ، همانا فشنگ دادن است كه در تلگرافهاى شجاع نظام و ديگران نيز ياد شده . چون در تبريز در دست دولتيان فشنگ كم ميبود از كونسولخانه روس به آنان فشنگ داده ميشد .
كوتاه سخن : مجاهدان خيابان ، و به پيروى از آنان مجاهدان مارالان و نوبر ، تفنگ به زمين گزارده راه خيابان را به روى دولتيان باز كردند . روز دوشنبه بيست و دوم تيرماه ( 13 جمادى الاخرى ) رحيم خان با همه سواران و سرباز قرهداغ باد بدبه و شكوه از خيابان گذشته به شهر درآمد . همچنين سهام الدوله با فوج ملاير كه از تهران رسيده بودند بدرون شهر آمدند . رحيمخان در باغ شمال كه در ميان شهر و داراى عمارتهاى دولتى بود نشيمن گرفت . از فردا سهشنبه در نوبر و آن پيرامونها ، در سر گذرها و كوچهها ، نگهبانان از سواره و پياده گماردند ، دست به كار زده بگرفتن تفنگ و افزار - هاى ديگر از مردم پرداختند . خانه شادروان على مسيو را كه در نوبر ميبود ، تاراج كردند .
مردم از ترس آنكه خانههاشان بتاراج رود بسر در بيرقهاى سفيد زدند . از مجاهدان هركسى در آن نزديكيها مىبود خود را نهان گردانيد . پيداست كه رحيمخان و ديگران مژده اين فيروزيرا بتهران فرستادند ، چون تلگرافى از مقتدر الدوله جانشين والى در دست است كه روز بيست و سوم تيرماه بشاه فرستاده آن را در اينجا مىآوريم :
« طهران - عرض جواب بخاكپاى جواهر آساى اقدس اعلى ارواحنا فداه تصدق »
هامش
( 1 ) در پشت نامه و روى پاكت مهر چهارگوشى « پاخبتانوف » زده شده .