از ملايان بزرگ هم پشتگرمى به ايشان ميدادند . بهرحال پيشآمد چون كوچك بود عين الدوله پروا ننمود . ولى هواداران اتابك كه خواهان آشوب ميبودند ، و برخى ملايان هوسباز كه آرزوى نام درآوردن و سرورى فروختن ميداشتند فرصت بدست آوردند و به آتش دامن زدند .
در تاريخ بيدارى نامهاى سيد على اكبر تفريشى ، و پسر او ، و حاجى ميرزا ابو القاسم امامجمعه ، و امير خان سردار ، و سالار الدوله ، و شعاع السلطنه ، و ديگران را ميبرد ، كه از اينسو يا از آنسو هوادارى مينمودهاند . كوتاه سخن آنكه دوباره زدوخوردى ميان طلبهها درگرفت كه با دگنك و قمه بجان همديگر افتادند و كسانى كوفته گرديده ، و يا خسته شدند ، و به روى زمين ماندند .
حكمران تهران بدستگيرى سردستگان پرداخت ، ولى يكى از آنان كه معتمد الاسلام رشتى بود ، بخانهء سيد عبد اللّه بهبهانى كه از شمار مجتهدان بنام ميبود پناهيد ، و شادروان بهبهانى او را نگهداشت .
از اين رفتار ، طلبههاى مدرسه صدر از بهبهانى رنجيدند ، و چون امامجمعه نيز پشتگرمى به آنان ميداد ، بيباكانه بر آن شدند كه از بهبهانى كينه جويند ، و شبى بهنگاميكه بهبهانى از جلو مسجد شاه ميگذشت ، دستهاى از طلبهها با دگنك و قداره بيرون ريخته بر سر او و همراهانش تاختند . در تاريخ بيدارى مينويسد : استر آقا رم خورده او را ، بىآنكه آسيبى ببيند به خانه رسانيد . ولى ديگران گفتهاند او را هم زدند .
عين الدوله چون بهبهانى را هوادار اتابك ميشناخت و ازو رنجيده ميبود ، و باشد كه خود در نهان دست در پيشآمد ميداشت ، به اين هم پروا ننمود . ولى چون يكدسته از ملايان به پشتيبانى بهبهانى برخاستند و پافشارى نمودند ، عين الدوله ناگزير شد بكارى برخيزد ، و از ملايان زبان گرفت كه ميانجيگرى ننمايند ، و آنگاه دستور دستگيرى طلبهها را داد ، و براى آنكه سختى خود را در كارها بمردم نشان دهد و چشمها را بترساند سختگيرى بسيار نمود ، چهارده تن از طلبهها را دستگير ساختند ، بدينسان :
شيخ احمد خراسانى ، شيخ على اكبر اشتهاردى ، شيخ بابا اشتهاردى ، شيخ اسماعيل رشتى . حاجى ميرزا آقا همدانى ، شيخ جعفر تنكابنى ، سيد حسين قمى ، سيد تقى قمى ، شيخ على حمامى ، سيد عزيز اللّه قمى ، سيد على قمى ، شيخ ابو طالب قمى ، يد اللّه قمى ، شيخ عبد الحسين همدانى .
اينان را كه گرفتند ، همه را در گارى نشاندند ، و پانصد سوار همراهشان گردانيدند ، و از خيابانهاى تهران گذرانيده ، بلشگرگاه كه در بيرون شهر ميبود برده ، و در آنجا بهمگى چوب زدند ، و پس از يكى دو روز ، همه را باسترها نشانده ، و هر هفت تن را بيك زنجيرى بستند ، و روانهء اردبيل گردانيدند .
اين رفتار عين الدوله به همه گران افتاد ، تا آن روز چنين رفتارى با طلبهها ديده نشده بود ،
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 34
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٤