تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
فروخته شود و پولش در راه روانه گردانيدن مجاهدان به كار رود . يكى از ناطقان كه در اين روزها شناخته گرديد سيد حسن شريفزاده بود ، كه در سربازخانه با گفتارهاى آتشين خود دلها را بتكان مىآورد و غيرتها را بيدار ميگردانيد . سپاهى كه بتهران خواستى رفت نقيخان رشيد الملك را بسردارى آن برگزيدند . چنان كه نوشته‌ايم اين مرد در آن روزها در ميان آزاديخواهان مىبود و با نيرنگ و دو - رنگى روز مىگزاشت . ستار خان با پنجاه سواره و باقر خان با پنجاه سواره و محمد قليخان آقبلاغى با دسته‌هايى از سواران در آن لشكر مىبودند . شماره آنان كمتر از هزار نخواستى بود ، ولى چون شتاب ميكردند همين كه سيصد تن آماده گرديدند ، روز بيست و هفتم خرداد ( 17 جمادى الاولى ) با شكوه بسيار و سهش سرشار از شهر بيرون رفته در واسمنج كه دو فرسخى شهر است لشكرگاه زدند ، كه از ديگران نيز هركه كارهايش را بپايان رساند به آنان پيوندد . از تهران جز آگاهيهاى دروغ نميرسيد . در يك تلگرافى گفته ميشد : « از طرف عموم ملت بشاه اعلان شد كه هرگاه تا 48 ساعت ديگر حقوق ملت ادا نشود و آنچه از قانون اساسى نقض شده است بجاى خود نيايد آنوقت ملت به تكليف خود رفتار خواهند كرد » . از تقيزاده تلگراف رمز بسيار درازى رسيد كه در آن چنين مىگفت : « دار الشورى به جهت » « اتمام حجت بشاه اعلان نمودند كه اين حركات منافى با قانون شرع و قانون اساسى موجب » « افتضاح مقام سلطنت مىباشد لازم است كه آنچه نقض قانون گشته جبران نمايد تا مردم » « اطمينان حاصل نمايند شاه در افعال و حركاتش مصر ، لذا انجمنها تمام نمايندگان خود را » « بمجلس فرستاده كسب تكليف كرده‌اند . به جهت عدم انعقاد ( ؟ ) شاه بقانون شرع و اساسى » « كليتا اهالى بىتكليف مانده انقراض اسلام را معاينه ديده خلع او را جدا خواستار شدند » « همچنين از ولايات و ايالات متواتر تلگرافات سخت در خلع شاه مىرسد . مجلس هم با شاه » « در مذاكره سخت است قشون ملى از هر طرف در شرف حركت ميباشند . از همه مجدتر همدان » « قزوين رشت شيراز است بديهيست كه در كليه امورات حقه آذربايجانيها گوى سبقت از » « ديگران برده‌اند من اللّه التوفيق و عليه التكلان ( فداى ملت تقىزاده ) » اين تلگراف براى شورانيدن تبريزيان مىبود كه هرچه زودتر سپاه بفرستند . آقاى تقيزاده كه در تهران از نيروى آماده آزاديخواهان سودجويى نمىتوانست ، و خواهيم ديد كه روز جنگ از ترس جان بيكبار از خانه بيرون نيامد ، اين تلگراف دروغ آميز را مىفرستاد ، و هيچ نمىانديشيد كه فرستادن سپاه از تبريز با چه دشواريهايى روبرو تواند بود . تبريزيان خودشان خواهان مىبودند و اين توانستندى كه سه چهار هزار سپاه بتهران بفرستند . ولى از يكسو خود شهر از آزاديخواهان تهى گرديده بدست بدخواهان افتادى و از يكسو آنها از تبريز تا تهران در دره‌ها و گردنه‌ها دچار شاهسونان و