تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
ديگران گرديده پيش از رسيدن بتهران آسيب بسيارى ديدندى ، و پس از همه اينها ، هنگامى رسيدندى كه مجلس از ميان برخاسته بودى .

جنبش ملايان و آغاز آشوب

تبريزيان هنگاميكه بدينسان سرگرم جوش و خروش مىبودند ، و ميخواستند سپاه بتهران فرستند و با دشمنان آزادى بجنگند ، ناگهان پرده برخاسته دانسته گرديد ، كه محمد عليميرزا در آن نقشه خود تبريز را فراموش نكرده ، و براى اينجا نيز دستگاهى درچيده ، و تبريزيان بايد در شهر خود به اين دستگاه پردازند و نيازى برفتن تهران نمىباشد . آمدن حاجى ميرزا حسن و امامجمعه را به تبريز نوشته‌ايم . آن آمدن براى اين بود كه در هنگامى بهمدستى ملايان و ديگر بدخواهان مشروطه بتلاش برخيزند . اين بود روز آدينه بيست و نهم خرداد ( 19 جمادى الاولى ) يك نشست بزرگى در خانه مجتهد برپا گرديد . همگى مجتهدان و ملايان بنام در آنجا بودند . همچنين ميرهاشم كه گفته‌ايم در دوچى و سرخاب دستگاه فرمانروايى ميداشت با پيرامونيانى به آنجا آمد . نيز اجلال الملك رييس شهربانى و كسان ديگرى از آزاديخواهان دانسته و نادانسته به آنجا رفتند . چون هنگامش رسيد مجتهد پرده از كار برداشته بسخنانى پرداخت در اين زمينه كه مشروطه با اسلام سازش ندارد ، و اكنون كه شاه بكندن بنياد آن برخاسته ما نيز به يارى شاه برخيزيم ، و تلگرافى برايش فرستيم . ملايان كه خود دشمنان مشروطه مىبودند اين پيشنهاد را با خوشرويى پذيرفتند ، و تلگرافى نوشته شد كه همگى به آن دستينه نهادند ، و تو گفتيى يك باياى ورجاوندى را بپايان رسانيده‌اند به خود به خود باليدند . هنگام نيمروز كه نشست پايان پذيرفت و باشندگان پراكنده مىگرديد ناگهان داستانى رخ داد ، و آن اينكه يك سيدى با تپانچه بدست آهنگ كشتن ميرهاشم كرد و تيرى به او انداخت كه چون سوار الاغ مىبود برانش خورده نكشت . پيرامونيانش ريخته آن سيد را با تقى مسكر نامى كه از همراهان وى ميبود دستگير كردند . و با خود برداشته روانه دوچى گرديدند . بدينسان در تبريز زمينه براى جنگ و خونريزى آماده گرديد . اين سيد تيرانداز چنان كه ميگويند از مردم زنجان و خود يكى از فرستادگان كميته قفقاز ميبود . اينمرد از آنجا براى كشتن سيد هاشم آمده و بىآنكه نژاد سيدى دارد دستار سياه بسر پيچيده خود را سيد مىشناسانيده . از ديرباز در پى فرصت ميگشته تا امروز بدست آورده . ولى چسود كه تيرش بآماج نخورد ، و خود كه گرفتار شد همانشب در اسلاميه با شكنجه كشته گرديد . در روزنامه « ملا عمو » كه هنوز پراكنده ميگرديد ، در پايان يك نسخه‌اى رويه بازپرس از تقى مسكر را آورده است كه اينك من نيز در پايين ميآورم : « صورت استنطاق كه در محضر عموم علماى اعلام و سادات ذوى العز و الاحترام »