« و ساير مسلمين در مسئله سوء قصد بجناب مستطاب آقا سيد هاشم سلمه اللّه تعالى تاريخ » « 20 شهر جمادى الاولى 1326 از تقى مسكر كه از مرتكبين بوده بقرار ذيل است »
« سؤال - اسم شما چيست و بچه كار مشغول هستيد ؟ . . »
« جواب - بنده تقى مسكر ، مس ساخته ميفروشم . »
« سؤال - خيلى خوب دليل اينكه شما ميخواستيد آقا ميرهاشم را بقتل رسانيد چه » « بود ؟ . . در حق شماها بدى كرده بود يا دليل ديگر داشت ؟ »
« جواب - در حق من بدى نكرده » پ 194 شاپشال « بود خدا روى باعث را سياه نمايد كه » « ما را وادار اين كار كرد » .
« سؤال - از قراريكه معلوم مىشود » « شما را به اين كار تحريك كردهاند » « جواب - بلى با چهار نفر ذيل » « در تلگرافخانه حاضر شده مشغول » « خدمت بوديم : مشهدى محمد ، حلاج » « خيابانى ، سيد زنجانى ، ميرزا - » « جواد ساعتساز ، من تقى مسكر » « كه اشخاص ذيل ما را فريب دادند : » « بصير السلطنه ، ميرزا محمد عليخان ، » « شيخ سليم ، ميرزا اسماعيل ، برادر » « ميرزا محمد عليخان حاجى حسين ، » « كه علما و آقا سيد هاشم همدست » « شده ميخواهند مشروطه را از ميان » « بردارند بايد مجتهد و حاجى ميرزا » « محسن آقا و ميرزا صادق آقا و آقا » « ميرهاشم را كشت و سد خيالات آنها را كرد ، هركس اين كار را بكند علاوه بر اينكه پول زياد » خواهيم داد در آتيه وجه معتد به و شغل و منصب بزرگ خواهد برد . از اين حرفها آنقدر » زدند و ما را وادار اين امر كردند »
« سؤال - غير از شما كس ديگر بود . ؟ »
« جواب - همين چهار نفر بوديم لا غير » .
آن تلگراف را كه ملايان فرستادند ، چنان كه گفتيم محمد عليميرزا به آن ارج بسيارى گزارده دستور داد بچاپ رسانند و در تهران پراكنده كنند ، و گفتيم كه اين بآزاديخواهان گران افتاد و آذربايجانيان سرافكنده گرديدند ، بويژه با آن تلگرافهايى كه از علماى
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 627
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٢٧