تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠

بازپسين نشستهاى مجلس

اين لايحه را كه بردند در بيرون در ميان مردم گفته ميشد : شاه پروايى بفرستادگان ننموده ، و لايحه را گرفته نخوانده . بلكه خود بدرون رفته و وزيران را به آنجا خواسته و خشمناك چنين گفته : اين كشور را پدران من با شمشير گشادند . من نيز پسر همان پدرانم ، و كشور را دوباره با شمشير خواهم گشاد . چنان كه انجمنها مرا از پادشاهى برميدارند من نيز خود را پادشاه نميشناسم تا دوباره تاج و تخت را بدست آورم . ليكن در مجلس وارونه اين گفته شد . همانروز كه نزديك بشام نشست برپا گرديد ممتاز الدوله چنين آگاهى داد كه چون لايحه را داده‌اند شاه فرموده : « من همانطور كه از سابق كمال همراهى و مساعدت را با مجلس مقدس داشتم حالا هم دارم و خواهم داشت . من خود عاشق اين اساس هستم و جواب لايحه صادر و فرستاده خواهد شد » ، و چون يكى از نمايندگان پرسيد كه چرا لايحه خوانده نشده ممتاز الدوله پاسخ داد كه شاه آن را از سر تا پا خوانده است . پيداست كه ممتاز الدوله بشيوه هميشگى مجلس برويه‌كارى و پرده‌كشى كوشيده . با آن حالى كه كشاكش پيدا كرده بود چنين پاسخى از محمد عليميرزا چه جا ميداشت ؟ ! . . آنگاه گرفتم كه او چنين پاسخى داده ، آيا درخور پذيرفتن ميبود ؟ ! . . اگر شاه « كمال همراهى و مساعدت را با مجلس مقدس » ميداشت پس آن توپ كشيدنها و نيرو بسيجيدنها بهر چه ميبود ؟ . . روز چهارشنبه باز توپهايى را از ميدان توپخانه بباغشاه بردند . روز پنجشنبه بيست و هشتم خرداد ( 18 جمادى الاولى ) كه باز مجلس برپا گرديد نامه‌اى از سوى انجمن‌هاى تهران رسيده بود ، در اين زمينه كه تلگراف‌هايى كه بتلگرافخانه داده مىشود ميگيرند ، ولى نميفرستند ، و يا پس از چند روزى ميفرستند . نمايندگان در آن‌باره بسخنانى پرداختند ، و شگفت آنكه گفتند : بايد از « وزير مسئول » در اين‌باره بازخواست شود . سيد حسين يكى از نمايندگان پيشنهاد كرد كه تلگراف‌هايى كه از شهرها رسيده خوانده شود . تلگراف‌هايى را ميگفت كه بنام بيزارى از شاهى محمد عليميرزا ميرسيد . ولى ممتاز - الدوله نپذيرفته پاسخ داد : « تلگرافاتى كه از ولايات و ايالات رسيده يكى دو تا نيست بلكه سيصد و چهارصد تلگرافست و هنوز هم مقتضى نشده كه در مجلس قرائت شود » در همان مجلس تنها يك تلگرافى از تبريز خوانده گرديد كه اينك در پايين مىآوريم : « از تبريز 18 جمادى الاولى - نمرده 266 وضع شهر حالتى پيدا كرده كه از تحرير » « و تقرير عاجزيم از طرفى جوانان ملت داوطلبانه سواره و پياده براى وقايهء مقصود » « مقدس و حراست دار الشورى جان بر كف گرفته در حركتند و از طرفى كميسيون اعانه » « تشكيل و اهالى با كمال بشاشت به دادن اعانه بر يكديگر سبقت ميجويند علم اللّه و شهد » « زن‌هاى غيوره آذربايجان امروز شرف مليت را از تمام عالميان ربوده و اتصالا »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 610 | احمد كسروى تبريزى