« اينهمه خرابيها و تكرر اتفاقات ناگوار كه شأن عهود و شيشه دلها را يكجا مىشكند و » « حرمت قانون با نواميس سوگند اسلامى يكسره بر طرف مىكند دو چيز است :
« اولا شبهات مغرضين تاكنون مانع شده است كه در قلب شاهانه اين اعتقاد راسخ » « شود كه در سلطنت مشروطه تمامى امور در تمام اوقات بايد در مجارى قانون سير » « نمايد تا اصول ذيل قانون اساسى از لفظ بمعنى رسد ( اصل چهل و چهارم شخص پادشاه » « از مسئوليت مبرى است وزراء دولت در هرگونه از امور مسئول مجلس هستند ) ( اصل » « ( چهل و پنجم كليه قوانين و دستخطهاى پادشاه در امور مملكتى وقتى اجرا مىشود كه بامضاى » « وزير مسئول رسيده باشد و مسئول صحت مدلول فرمان و دستخط همان وزير است ) ( اصل » « پنجاه و هفتم اختيارات و اقتدارات سلطنتى فقط همان است كه در قوانين مشروطيت حاضره » « تصريح شده است ) ( اصل شصت و چهارم وزراء نميتوانند احكام شفاهى يا كتبى پادشاه را » « مستمسك قرار داده سلب مسئوليت از خودشان نمايند ) در صورتى كه كليه امور از جزئى و كلى » « در مجراى وزارت خانهها فيصل پذيرفت مسئوليت نيك و بد آن از شخص همايون شاهنشاهى » « مرتفع و بر عهده وزراء تحقق مييابد و قدس مقام منيع سلطنت بتمامى محفوظ ميماند و الا » « در صورت بىاطلاعى وزير از فلان امر كلى يا جزيى ايراد مسئوليت بر آن وزير بديهى است » « كه از طريق عقل و عدل خارج است و در اساسى كه به تجارب هزار ساله عقلا و حكماى جهان » « مرتب شده است البته تصور چنين امر بىرويه و عجيب نميگنجد كه فعل عمرو را زيد » « مسئول باشد . »
« ثانيا آنچه به يقين پيوسته است اغراض مفسدين چند كه دشمن ملك و دولت و » « خائن شخص شخيص همايونى هستند در ميان نيت پاك و فطرت تابناك همايونى كه از » « مزاياى سلاطين عظيم الشأن است و حقوق رعاياى صداقت شعار حايل و حاجبند و هر » « ساعت خاطر مقدس ملوكانه را بر صرافتهايى جلب مىكند كه با خير و صلاح عامه » « فرسنگها مسافت دارد و هر دقيقه بالقاء شبهات مغرضانه قلب شاهانه را از معانى اصول » « مشروطيت و قوانين اساسى منصرف ساخته باقتضاى خودخواهى و استبداد ذاتى خودشان » « يا در راه خدمت به مصلحت غير متابعت قوانين مملكتى را گويا در حضور مبارك مغاير » « شئون سلطنتى جلوه داده به قدر امكان و بهر فرصتى كه مييابند خاطر مقدس را بر ابقاى » « الفاظ و انهدام معانى اصول قانون واميدارد لهذا مادامى كه كسور واقعه بقوانين اساسى » « جبران نشده و اعاده احترام قانون به عمل نيامده است و در آينده كليه امورات در مجارى » « قانونى حل و فصل نشود و نمايندگان ملت را اطمينان كامل حاصل نگردد كه بر حفظ » « تمامى حقوق ملت قادر خواهند بود و مثل آنچه تا حال واقع شده بار ديگر نقض عهد » « قانون نخواهد شد مجبوريت تامه وارد خواهد بود كه وكلاى ملت باقتضاى وظايفى » « كه ديانتا و وجدانا با شهادت خداوند و توسط قرآن مجيد بر عهده گرفتهاند عدم امكان » « تحمل خود را به فشار فوقالعاده مسئوليت يك ملت بموكلين خود اعلام نمايند . اسماعيل » « محل مهر ممتاز الدوله . »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 609
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٠٩