در ميان دربار و مجلس ميبود و از اينرو مردم جلوگيرى از جشن و چراغانى كردند ، امسال را خود محمد على ميرزا پيش افتاده بعنوان آنكه با آن پيشامدهاى مرزى ( داستان بيله سوار و ساوجبلاغ و ارومى ) جشن نبايد گرفت ، و بلكه بايد دررفت آن جشن را ببازماندگان كشتگان داد ، با تلگراف بواليان و فرمانفرمايان دستور خوددارى فرستاد نامهاى نيز از وزارت داخله در همان زمينه بمجلس نوشته گرديد . ليكن مجلس چنين نهاد كه « بشكرانه اين موهبت و رأفت كبراى ملوكانه » در همهجا جشن باشكوهى گرفته شود . اين بود در تهران و تبريز و شهرهاى ديگر جشنهاى بزرگى گرفتند و شاديها نمودند ، و نام اين بيخردى را « نجابت ملت » گزاردند .
آخرين دورويى از محمد عليميرزا
در حالى كه در همان هنگام بهر گوشهاى از ايران آشوبى برپا و چنان كه گفتيم ناله از هرسو بلند ميبود . گذشته از پيشامدهاى ننگآور بيله سوار و ارومى ، و گذشته از تاختوتاز شاهسونان و راهزنيهاى نايب حسين كاشانى و مانند اينها ، در پيرامون خود تهران دزدان و راهزنان فراوان گرديده ايمنى از ميان برخاسته بود . بلكه در خود پايتخت بار ديگر اوباشان دست به كار زده شبها رهگذران را لخت ميكردند . در برابر اين همه آشوب از محمد على ميرزا جز بىپروايى ديده نميشد ، بلكه چنان كه گفتيم از كوشش ديگران نيز جلو ميگرفت . با اين نشانههاى آشكار از بدخواهى او مجلسيان و سران انجمن خود را فريب داده با يك نمايشى از شاه بخوشدلى برميخاستند .
اگر راستى را بخواهيم همينان از دوون دل ، گمان نيكى بمحمد على ميرزا نميداشتند . ولى چون مردان جانفشانى نمىبودند و بكندن ريشه بدخواهيهاى دربار دليرى نمىداشتند ، از اينرو خود را فريب داده بدانسان بنمايشهاى رويهكارانه محمد على ميرزا ارج ميگزاردند .
در همانروزها كابينه نظام السلطنه چون كارى از پيش نمىبرد و خود را در فشار ميديد ، كنارهجويى كرد . از آنسوى چون آشفتگى كارها از اندازه گذشته ، و برخى روزنامهها همچنان گفتارهاى تندى مىنوشتند ، و روزنامه مساوات كارش با محمد على ميرزا بدادگاه كشيده بود ، و حبل المتين كه يكروزنامه خونسرد و ميانهروى ميبود گفتار زير عنوان « نفس آخر ايران و يا خاتمه حيات ايرانيان » مينوشت ، باز كسانى از شاهزادگان و قاجاريان بتكان آمده چنين خواستند كه بكوشش پردازند و روز شنبه نهم خرداد ( 29 ربيع الاخرى ) نشست بزرگى در خانه عضد الملك رييس ايل قاجار برپا گردانيده بگفتگو پرداختند . سران اينان گذشته از عضد الملك ، امير اعظم ، علاء الدوله ، معين الدوله ، سردار منصور ، جلال الدوله ( پسر ظل السلطان ) بوده چنين ميگفتند : اين گرفتاريها كه از درون و بيرون به ايران رو آورده تا شاه دل با مجلس پاك نگرداند و با توده همدست نگردد چاره نخواهد پذيرفت ، و از آن سوى هم كسانى در دربار بدخواه