تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
« از رفع اين سوانح كليه امور مملكتى اصلاح شود » . چون اين آگاهى پراكنده گرديد آزاديخواهان بىآنكه گمان ديگرى برند بشادى برخاستند . ناطقان اينسو و آنسو دويده و آن آگهى را بمردم خوانده بهمگى مژده دادند و همچنين در خانه عضد الملك درباريان و شاهزادگان آن را فيروزى خود شمارده سخت بنازيدند . بگفته روزنامه مجلس « صداى زنده باد شاهنشاه عادل ، پاينده باد اعليحضرت محمد على شاه سلطان مشروطه‌خواه ملت نواز گوش فلك اثير را كر مىساخت » اين بود آخرين فريبكارى محمد على ميرزا . شب آن روز پس از نيمه شب امير بهادر با بيست تن غلامان تفنگدار بزرگنده رفته در سفارت روس بستى نشست . آن چند تن ديگر نيز هركدام پناهگاهى به خود جستند و رو پنهان گردانيدند . ولى خواهيم ديد كه جز براى دو سه روز نمىبود .

يك كوشش بدخواهانه از نمايندگان بيگانه

در همان روزها يك كوشش بدخواهانه‌اى ، كه خود دنبال نيرنگ محمد عليميرزا مىبود ، از نمايندگان روس و انگليس ديده شد كه مىبايد در اينجا بنويسيم . ما اين داستان را يكى در كتاب آبى مييابيم كه سفر انگليس بوزير خارجه آن دولت آگاهى داد و ديگرى در كتاب پروفسور براون كه از زبان تقيزاده آورده . سفير انگليس چنين ميگويد : آن روز مسيو دوهارتويك كه بديدن من آمده بود گفت شاه خود را از دست رفته ميداند . من بسيار آرزومندم كه جان او را نگهدارى كنيم . به گمان مسيو دوهارتويك كار به سختى بىاندازه انجاميده و هنگام آن رسيده بود كه دو سفير پا بميان گزاريم . او بهتر مى - دانست تلگراف كرده ( چون در قلهك ميبودند ) از مشير الدوله ، كه با آنكه از پنجروز پيش كناره‌جويى نموده بود باز در كارهاى وزارت خارجه دست ميداشت ، گاه براى ديدار خواهيم . من گفتم : بسيار خرسندم كه چنين كارى كنيم ولى گمان ندارم از گفتگو با مشير - الدوله نتيجه بدست آيد . زيرا او گفته‌هاى ما را درست نخواهد رسانيد . پس بهتر است در آن نشست رييس مجلس نيز بوده باشد . مسيو دوهارتويك گفت . برييس مجلس بيش از مشير الدوله اميدمند نتوان بود ، پس بهتر است عضد الملك هم بوده باشد اين بود بمشير الدوله تلگراف كرديم كه براى سه و نيم پس از نيمروز به آنان نيز آگاهى دهد ، و من چون در آن ساعت به خانه مشير الدوله رسيدم ديدم مسيو دوهارتويك آنجاست . ولى ممتاز الدوله ، عضد الملك ببهانه‌هاى بيجايى از آمدن خوددارى كرده‌اند . ( پروفسور براون مينويسد : اينان گفته بودند . بايد همه گفتگوى سفيران بميانجيگرى وزير خارجه باشد ، و بدينسان خشكه پارسايى سياسى نشان داده بودند ) . مسيو دوهارتويك بسخن پرداخته بوزير خارجه چنين گفت : ما بنمايندگى از دو دولت دوستار ايران بيمناكى اين راه را كه كشور ايران در پيش ميدارد بشما آگاهى ميدهيم . اين راه پايان بسيار بدى خواهد داشت .