ارجمندى براى مشروطه و دار الشورى شمرده ميشد ، و اين نمىسزيد كه بىآگاهى از خود تبريزيان خرسندى برفتن مجتهد به آنجا داده شود . شگفتتر از آن خاموشى تقيزاده و ديگران است كه نمايندگان آذربايجان شمرده ميشدند .
هرچه بود حاجى ميرزا حسن با شتاب آماده رفتن گرديد . برخى نمايندگان چگونگى را با رمز بتبريز آگاهى دادند . تبريزيان خرسندى ننمودند و انجمن ايالتى آن را بتهران آگاهى داد . نيز برخى انجمنها خود تلگرافهايى فرستادند . ليكن اين تلگرافها تا بتهران برسد حاجى ميرزا حسن از آنجا بيرون آمده بود ، و چون تبريزيان پافشارى مىنمودند كه او را از قزوين بازگردانند و نمايندگان را بتلگرافخانه خواسته بودند ، از تهران تلگراف بسيار پ 173 ما شاء الله خان كاشانى درازى رسيد كه خواهش ميكردند تبريزيان از سر ناخرسندى در - گذرند ، و بشيوهء هميشگى خود سودهايى براى اين رويهكارى نابجا مىشمردند . از آنسوى حاجى مخبر السلطنه بدستاويز قانون اساسى هوادارى از مجتهد و بازگشت او مينمود . از اينرو تبريزيان ناگزير مانده بخاموشى گراييدند ، و در اين ميان اميدمند مىبودند كه اگر پذيرايى و پيشواز نيكى از او كنند ، باشد كه دوتيرگى از ميان تبريزيان برخيزد و كينههاى كهن فراموش گردد .
در اين ميان امامجمعه نيز آماده بازگشتن به شهر گرديد . چون حاجى ميرزا حسن بازميگشت نخواست او بازنگردد . بويژه كه حاجى مخبر السلطنه بنام قانون هيچگونه جلوگيرى را سزا نمىشمرد نخست روز يكشنبه سوم خرداد ( 23 ربيع الاخرى ) امامجمعه به شهر درآمد . آزاديخواهان نيز بپذيرايى برخاستند ، و بگفته روزنامه انجمن ده هزار تن كما بيش مردم به پيشواز شتافته بودند . از اينرو او هم يكسره بانجمن ايالتى آمد و سخنانى از روى مهر و خوشى ، يا بهتر گويم : از راه رويهكارى ، در ميان او با نمايندگان رانده شد .
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 558
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٥٥٨